Wort des Tages لغت ِ روز verkrampfen , verkrampft

image_pdfنسخه PDF این درس را دانلود کن!image_printاین درس را چاپ کن!

 

verkrampft – “so, dass man Stress hat; unsicher, unruhig”

یک صفت می باشد ، به طوری که آدم استرس داشته باشد ، بی ثبات و نا آرام

معمولا در زبان فارسی به این حالت : غير طبيعى ، غير آزاد ، متشنج ، گفته می شود

.
Ich bin immer so verkrampft, wenn ich vor vielen Menschen reden muss
من همیشه خیلی متشنج هستم ، وقتی که من باید جلوی افراد زیادی حرف بزنم.

ولی معنی های دیگری نیز می تواند داشته باشید :

Verkrampfte Muskeln
گرفتگی عضلات

Verkrampft lächeln
لبخند زورکی

.
یک فعل نیز در این زمینه داریم

verkrampfen یک فعل انعکاسی می باشد

متشنج شدن ، منقبض شدن عضلات ، گرفتگی ناگهانی عضلات

گذشته ساده : verkrampften
گذشته کامل : haben verkrampft

Seine Finger hatten sich verkrampft
انگشتان دست او به طور ناگهانی سر شده بودند

 

 

موفق باشید.
Viel Erfolg

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *