Prinzip

image_pdfنسخه PDF این درس را دانلود کن!image_printاین درس را چاپ کن!

 

سلام دوستان،

در این درس قصد دارم به Prinzip و اصطلاحات im Prinzip و aus Prinzip در زبان آلمانی بپردازم.

و از طرف دیگر نگاهی هم خواهیم داشت به فعل enthalten

 

اما خود لغت das Prinzip به معانی زیر است :

اصول ، قاعده ، بنیان ، کلیات ، اساس

که با دو حرف اضافه aus و im بسیار بکار برده میشود اما تفاوت های میان معنی و مفهوم آنها وجود دارد

 

با  چند مثال از das Prinzip شروع میکنیم

 

Das Prinzip war immer: Wer zuletzt kam, geht als erster

اصل همیشه این بود: کسی که آخر می‌آید ، اول می‌رود

 

Er hat sehr strenge Prinzipien

او اصول اخلاقی سرسختی دارد

 

Ich esse aus Prinzip keine Nahrungsmittel, die Zucker enthalten

Zucker ist extrem gefährlich und macht krank

 

من به طور اساسی ( به شکل کلی یا به طور کلی ) موادهای خوراکی که آنها حاوی شکر هستند را نمیخورم.

شکر به شدت ( بیش از اندازه ) خطرناک است و بیمار میکند.
توضیحات بیشتر در اسلاید بعدی

اصطلاح aus Prinzip به معنی به طور یا به شکل اساسی است که می توان در فارسی کلاً یا به طور کلی هم معنی اش کرد در هنگام استفاده از aus Prinzip همیشه ، قدرت ، دلیل و منطق قوی پشت آن باید باشد.

درست همانند مثال بالا که من دلیل محکم و منطق قوی داشتم برای نخوردن خوراکی هایی که حاوی شکر هستند ، به خاطر اینکه آنها به شدت خطرناک و همچنین بیمار کننده هستند و من تحت هیچ شرایطی مواد خوارکی که حاوی شکر باشد را نمیخورم.

 

اصطلاح im Prinzip به معنی در کل یا معمولاً است که نه تنها اون قدرت و شدت رو ندارد بلکه دلیلی هم به همراه ندارد برای مثال من فقط از اون خوشم نمیاد ( به چه دلیل؟ همینجوری حال نمیکنم باهاش ☺️ )

 

Im Prinzip esse ich nur Biofleisch

(Aber heute hat ein Döner sein müssen)

 

در کل ( معمولاً ) من فقط گوشت حیوانی میخورم

( ولی خب امروز یک دُنر کباب می بایستی داشته باشم )

 

درسته من معمولاً یا در کل فقط گوشت طبیعی و سالم میخورم حالا خیلی هم مهم نیست که یکبار گوشت ناخالص بخورم به قول معروف به جایی بر نمیخوره ☺️

 

Ich kaufe aus Prinzip kein Gemüse aus Italien

Das soll nicht so gesund sein wie deutsches

 

من به طور کلی یا به شکل اساسی سبزیجات از ایتالیا نمیخرم.

اون ( سبزیجات ) نمی بایستی ( نمی تونه ) خیلی سالم باشد مثل ( سبزی های ) آلمان

 

پس تحت هیچ شرایطی به دلیل اینکه سبزی های آلمان بهتر و سالم تر است من از ایتالیا سبزی نمیخرم.
دلیل و منطق محکمی برای انجام کارم دارم

بنابراین می توانیم اینگونه برداشت کنیم:

اگر به شکل کلی یا اساسی ( کلاً ) برای انجام دادن یا ندادن کاری دلیل محکم و منطق قوی داریم به سر وقت اصطلاح aus Prinzip میریم

 

Ich kaufe aus Prinzip nichts mehr von Debitel

(Die haben mich mal übers Ohr gehauen)

 

من به طور اساسی ( کلاً ) دیگه هیچ چیز از شرکت یا فروشگاه دیبیتل نمیخرم.

 

چون از aus Prinzip استفاده کردیم دلیل باید داشته باشیم دیگه خب بفرما اینم دلیلش

 

( اونها سرم کلاه گذاشته اند یا فریبم داده اند )

 

پس تحت هیچ شرایطی دیگه ازشون خرید نمیکنم و دلیلم هم اینه که سرم کلاه گذاشته اند!

 

اگر در کل یا معمولاً یک کاری را از سر عادت و همینجوری بدون دلیل انجام میدیم یا نمیدیم

به سر وقت اصطلاح im Prinzip میریم

 

Im Prinzip fahre ich lieber Bahn
(Jetzt habe ich aber das Auto genommen)

 

در کل یا معمولاً من ترجیح میدهم با قطار بروم
( ولی الان یا اکنون ماشین را برداشتم )

 

من معمولاً با مترو اینور اونور میرم ولی حالا امروز همینجوری بدون هیچ دلیل خاصی ( حال کردم یا دلم خواسته ) با ماشینم برم کارهام رو انجام بدم.

 

پس دلیل یا منطقی پشتش نیست دلم خواسته یا حال کردم حالا امروز با ماشین برم کارهام رو انجام بدم

 

در ابتدای درس گفتیم قصد داریم که به فعل enthalten هم بپردازیم در واقع این فعل به معانی زیر است :

در حالت انعکاسی :‌ پرهیز کردن ، دوری کردن ، خود داری کردن ، صرف نظر کردن ، چشم پوشیدن

به عنوان یک فعل ساده :‌ شامل بودن ، حاوی بودن ، وجود داشتن ، محتوی داشتن

 

گذشته ساده : enthielten

گذشته کامل : haben enthalten

 

چند مثال و پایان این درس

 

به عنوان یک فعل انعکاسی :

 

Sich jeder Äußerung enthalten

کسی خود داری کند از بیان یا گفتن

در فارسی : کسی از گفتن چیزی چشم پوشی کند یا از گفتن آن دوری کند

 

Ich konnte mich nicht enthalten, ihn zu tadeln

من نتوانستم خود را ( مجاب به ) خود داری کنم ، او را سرزنش بکنم

در فارسی : من نتوانستم جلوی خودم را بگیرم که او را سرزنش نکنم

 

Ich konnte mich des Lachens nicht enthalten

من نتوانستم جلوی خنده را بگیرم ( از خندیدن نتوانستم پرهیز کنم )

باید میخندیدیم و جلوی خنده ام را نتوانستم بگیرم

 

اما اگر به عنوان یک فعل ساده مورد استفاده قرار بگیرد:

 

Die Flasche enthält einen Liter Wein

آن بطری حاوی یک لیتر شراب است

 

In dem Getränk ist Kohlensäure enthalten

در آن نوشیدنی ها اسید کربنیک وجود دارد 

حاوی اسید کربنیک هستند


 

آموزش رایگان زبان آلمانی – مرتضی غلام نژاد

منبع :‌ De.Alemani.De

 


 

image_pdfنسخه PDF این درس را دانلود کن!image_printاین درس را چاپ کن!

4 دیدگاه دربارهٔ «Prinzip»

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *