1

نگاهی به nebenbei در زبان آلمانی

سلام دوستان

در این درس میخواهیم با هم نگاهی داشته باشیم به قید nebenbei در زبان آلمانی

ما می توانیم nebenbei را در فارسی اینگونه ترجمه کنیم : درضمن ؛ ضمناً ؛ علاوه بر این ؛ اتفاقاً

 

لطفاً برای درک بیشتر از کاربرد nebenbei در جملات آلمانی به مثال های زیر توجه کنید:

 

er war Arzt, nebenbei Musiker

او (مذکر) پزشک بود ؛ در ضمن با ضمناً ( علاوه بر این ) موسیقیدان (هم) بود

 

sie ist nebenbei noch Maler

او (مونث) در ضمن نقاش هم هست

 

er arbeitet nebenbei als Kellner

او (مذکر) ضمناً به عنوان پیشخدمت (هم) مشغول به کار است ( شاغل است)

 

sie erledigt die Schule so nebenbei

او (مونث ) ضمناً ( اتفاقاً ) درسش هم (مدرسه اش هم ) دارد به پایان میبرد.

در فارسی : او کنار کارهای که داره انجام میده در حال ادامه تحصیل اش نیز هست.

 

das tue ich noch nebenbei

این کار را هم در ضمن یا ضمناً انجام میدهم.

 

چنانچه شما نیز در ارتباط با nebenbei مثال ؛ توضیحات یا سوالی دارید میتوانید آنرا در بخش نظرات همین درس اضافه کنید.

 

موفق باشید.

 


آموزش رایگان زبان آلمانی – مرتضی غلام نژاد

منبع : De.Alemani.De





نگاهی به stattdessen در زبان آلمانی

سلام دوستان ؛

در این درس میخواهیم با هم نگاهی داشته باشیم به stattdessen در زبان آلمانی ؛ این لغت شامل معانی زیر میشود :

در عوض ؛ به جایش ؛ به جای آن

 

یکی از کاربردهای ساده این قید درست همانند زبان فارسی اینگونه است : او میخواست امروز بیاید ولی به جاش تلفن زد یا اینکه برای مثال گفته شود : مهمونی کنسل شد ؛ میخواهی به جاش یا در عوض ِ آن به سینما برویم؟

 

اجازه بدهید مثال های فارسی بالا و چند مثال دیگر را در زبان آلمانی داشته باشیم

 

Er wollte heute kommen, hat aber stattdessen angerufen

او میخواست امروز بیاید ولی به جاش تلفن زد

 

?Die Party fällt aus, wollen wir stattdessen ins Kino gehen

آن مهمانی کنسل شد ؛ میخواهی به جاش بریم سینما؟

 

Der Kanzler konnte nicht kommen, stattdessen schickte er einen Minister

صدراعظم نتوانست بیاید به جاش یا در عوضش یکی از وزرایش را فرستاد

 

Das Konzert fällt leider aus. Wir können ja stattdessen einen Spaziergang machen

آن کنسرت متاسفانه لغو شد یا کنسل شد ؛ ما می توانیم به جاش یه پیاده روی برویم ( درتفکر آلمانی : انجام بدهیم )

 

Er macht die Hausaufgaben nicht, stattdessen geht er mit seinen Freunden ins Kino

او تکالیف اش را انجام نمیدهد ؛ به جاش با دوستش به سینما میرود.

 

چنانچه شما نیز در ارتباط با stattdessen مثالی دارید می توانید آنرا در بخش نظرات همین درس درج کنید تا دیگران نیز بتوانند از آن استفاده کنند.

 

موفق باشید.




نگاهی به فعل aufkommen و حروف اضافه آن

سلام دوستان

در این درس میخواهیم باهم نگاهی داشته باشیم به فعل مهم و پرکاربرد aufkommen در زبان آلمانی

 

ایجاد کردن ، به وجود آمدن ، جبران کردن ، قبول مسئولیت کردن

 

گذشته ساده : kamen auf

گذشته کامل : sind aufgekommen

 

توجه داشته باشید که فعل aufkommen مانند آن دسته افعالی که با حروف اضافه ترکیب میشوند ؛ می تواند در جمله مورد استفاده قرار بگیرد و معنی و مفهوم تازه ی به خود بگیرد.

 

برای درک بیشتر به مثال های زیر توجه کنید:

 

هرگاه فعل aufkommen به همراه حرف اضافه gegen در جمله مورد استفاده قرار میگیرد می تواند معانی همچون : حریف کسی یا چیزی نشدن

 

du kommst gegen ihn nicht auf

تو حریف او (مذکر) نمیشوی

 

gegen einen mächtigen Mann nicht aufkommen können

از پس ِ یک آدم قدرتمند نتوانیم بر بیاییم

حریف ِ یه آدم قلچماق نتونیم بشیم 🙂

 

هرگاه فعل aufkommen با حرف اضافه für در جملات مورد استفاده قرار بگیرد آنگاه می تواند معانی همچون : گردن گرفتن یا بر عهده گرفتن به خود بدهد

 

für jemanden Schulden aufkommen

بدهیهای کسی را برعهده گرفتن یا گردن گرفتن

 

für einen Schaden aufkommen

جبران ضرر یا خسارتی را برعهده گرفتن (تا آنرا جبران کنیم)

 

و در حالت منفی به این صورت است:

 

ich kommen für nichts auf. Er muss für den Schaden aufkommen

من هیچ چیز را گردن نمیگیرم ؛ او باید خودش خسارت را جبران کند.

 

für die Kinder aufkommen

مسئولیت بچه ها را برعهده گرفتن یا پذیرفتن و گردن گرفتن

 

نکته : با توجه به جمله بالا aufkommen به همراه für میتواند معانی همچون گردن گرفتن یا نگرفتن و همچنین جبران کردن یا جبران نکردن را در جملات بهمراه خود داشته باشد.

 

هرگاه aufkommen بهمراه حرف اضافه neben در جملات مورد استفاده قرار میگیرد چاره ای جز Reflexiv شدن ندارد که در ادامه به آن میپردازیم

 

هرگاه در حالت Reflexiv مورد استفاده قرار بگیرد آنگاه به معنی : اجازه عرض اندام ندادن ؛ به کسی یا چیزی میدان ندادن

 

niemanden neben sich aufkommen lassen

در دور و بر خود یا اطراف خود به کسی میدان ندیم ، در دور و برمان اجازه عرض اندام به کسی ندیم

 

du wolltest niemanden neben dir aufkommen lassen

تو نمیخواستی در دور و بر خودت به کسی میدان بدی یا اجاره عرض اندام بدهی

 

البته می تواند بدون neben نیز بکار برده شود اما دیگر معنی در دور بر ؛ در نزدیکی یا اون اطراف را دیگر بهمراه ندارد

 

sich aufkommen lassen اجازه عرض اندام ندادن ؛ به کسی یا چیزی میدان ندادن

 

aber er hat noch nicht einmal den Gedanken in sich aufkommen lassen, dass

حتی او یکبار هم اجازه یا میدان نداد به آن فکر ؛ که در او ( تاثیری ایجاد کند) …

 

هرگاه این فعل به همراه lassen در جملات بکار برده میشود معانی چون : اجازه ندیم (چیزی یا اتفاقی) رخ بدهد یا پیش بیاید.

 

um kein Missverständnis aufkommen zu lassen

اجازه ندیم یا نذاریم هیچ سوء تفاهمی ایجاد بشه یا بوجود بیاد

برای رفع هر گونه سوء تفاهم ؛ برای اینکه سوء تفاهمی پیش نیاد

 

wir dürfen keinen Zweifel darüber aufkommen lassen, dass

ما نباید جای هیچ گونه شبهه ای را در این رابطه باقی بگذاریم ؛ که…

 

چند مثال دیگر و پایان این درس

 

wir wollen kein Misstrauen aufkommen lassen

ما قصد نداریم اجازه بدیم (که) بدگمانی بوجود بیاید.

 

ein Strum kommt auf, wir sollten das Segel einholen

دارد طوفان میشود ( در تفکر آلمانی: دارد طوفان اتفاق میافتد) ما می بایستی بادبان ها را پایین میکشیدیم

 

falls noch Frage aufkommen, bin ich heute nur noch bis ca 12.30 Uhr erreichbar

درصورتی که ( اگر یا چنانچه) سوالی پیش آمد ؛ من امروز فقط تا حدود ساعت 12:30 دقیقه در دسترس هستم

 


آموزش زبان آلمانی – مرتضی غلام نژاد

منبع : De.Alemani.De


 




نگاهی به nuscheln , tuscheln و rascheln در زبان آلمانی

سلام دوستان

در این درس میخواهیم با هم به دو فعل پرکاربرد و از نظر نوشتاری نزدیک به هم بپردازیم ؛ اجازه بدید قبل از هرچیزی نگاه کلی به این دو فعل داشته باشیم

 

nuscheln

مِنُ مِن کردن ؛ زیر لب گفتن ؛ جویده حرف زدن

 

گذشته ساده : nuschelten

گذشته کامل : haben genuschelt

 

tuscheln

پچ پچ حرف زدن ؛ در گوشی گفتن

 

گذشته ساده : tuschelten

گذشته کامل : haben getuschelnt

 

همانطور که دیدید این دو فعل از نظر نوشتاری در زبان آلمانی بسیار نزدیک بهم هستند و عبارت scheln در هر دو وجود دارد و همین موضوع شاید باعث سر در گمی ما در استفاده از این دو فعل بشود و گاهی حتی به جای یکدیگر آنها را به اشتباه استفاده کنیم

 

البته از این دو فعل گذشته ما حتی فعل rascheln را نیز داریم که به معنی: خش خش کردن ؛ صدای خش خش در آوردن را میدهد

 

گذشته ساده : raschelten

گذشته کامل : haben geraschelt

 

چگونه میتوانیم این افعال را در زمان و موقعیت مناسب به خودش استفاده کنیم؟

بهترین روش این است که ما این افعال را به همراه مثال در جمله بیاموزیم 🙂

 

چندین مثال و پایان این درس

 


nuscheln

 

Kannst du deutlicher sprechen? Ich kann dich leider nicht verstehen, wenn du so nuschelst

می توانی واضع تر صحبت کنی؟ من متاسفانه تو را نمیفهمم ( درک نمیکنم ) وقتی انقدر ( اینجوری ) مِنُ مِن میکنی یا زیر لب حرف میزنی

 

Er nuschelte, sodasss ihn keiner verstehen konnte

او (مذکر) یه جوری آروم یا زیر لب صحبت میکرد که هیچ کسی نمی توانست او را بفهمد

 

ein paar Worte nuscheln

زیر لب یه چندتا کلمه مِنُ مِن کردن

 


tuscheln

 

jemandem etwas ins Ohr tuscheln

در  ِ گوشی چیزی به کسی گفتن

 

mit jemandem, miteiander tuscheln

با یک کسی با یکدیگر در گوشی صحبت کردن یا پچ پچ کردن

 

این درس هم کمکتون میکنه

tuscheln

 

?Was tuschelt ihr da

چی دارید اونجا (باهم) پچ پچ مکنید؟

 


rascheln

 

Man hört die Mäuse im Stroh rascheln

آدم داره صدای خش خش موش ها در کاه را میشنود

 

Hörst du? Im Gebüsch raschelt doch was

میشنوی؟ یه چیزی داره توی بوته ها خش خش میکند

 


آموزش رایگان زبان آلمانی – مرتضی غلام نژاد

منبع : De.Alemani.De


 




نگاهی به bis auf در زبان آلمانی

سلام دوستان

در این درس میخواهیم باهم نگاهی داشته باشیم به bis auf در واقع bis auf می تواند معانی زیر را به همراه داشته باشد:

به جز ؛ به غیر از

 

برای درک بیشتر به مثال های زیر توجه کنید:

 

Die Halle war bis auf den letzten Platz voll

آن سالن به جز صندلی آخرش کاملاً پُر بود.

 

Bis auf die Uroma waren alle gekommen

به غیر از اُروما همه آمده بودند.

 

Alles bleibt gleich, bis auf diesen Teil

همه اش همونجوری می ماند به جز این بخش

 

نکته گرامری : bis auf آکوراتیو است.

Bis auf ihn waren alle gekommen

به جز او (مذکر) همه آمده بودند.

 

 


آموزش رایگان زبان آلمانی – مرتضی غلام نژاد

منبع : De.Alemani.De