verstehen, kapieren, begreifen

image_pdfنسخه PDF این درس را دانلود کن!image_printاین درس را چاپ کن!

 

سلام دوستان ، در این درس می خواهیم با هم نگاهی داشته باشیم به افعالی که می توانند به معنی و مفهوم ، درک کردن ، پی بردن ، متوجه شدن ، شیر فهم شدن ، سر در آوردن ، دانستن و … بپردازیم

 

kapieren یک فعل می باشد

هم معانی با verstehen که به مفهوم درک کردن ، پی بردن ، متوجه شدن است

اما فرق میان kapieren با verstehen در این است که مثلا من در فارسی بگم آن موضوع را فهمیدم ( verstehen ) و حالا بگویم اون قضیه رو شیر فهم شدم ( kapieren )

پس می تواند معانی : شیر فهم شدن ، حالی شدن ، ملتفت شدن را بدهد

گذشته ساده : kapierten
گذشته کامل‌ : haben kapiert

?Ich kapiere das einfach nicht. Kannst du mir das bitte noch einmal erklären

این موضوع رو حالیم نمیشه ( درک نمیکنم ) ، می تونی اینرا یکبار دیگه بهم توضیح بدهی؟

 

 

?Kapierst du endlich

بالاخره شیر فهم شدی؟ بالاخره فهمیدی؟

 

Ich habe die Matheaufgabe nicht kapiert

من این تمرین ریاضی رو حالیم نشد

 

 

به غیر از verstehen و kapieren ما یک فعل دیگر در این زمینه داریم به نام begreifen که در ادامه به این فعل نیز می پردازیم

 

begreifen

دریافتن ، متوجه شدن ، درک کردن ، لمس کردن ، دریافت کردن ، سر در نیاوردن

 

تفاوتش با دو فعل دیگر در این است که مثلا من بگویم ، آن موضوع رو گرفتم ، یا اون قضیه دستگیرم شد ، یا اینکه هیچ سر در نمیارم ، البته با این توضیح که می تواند همواره مفهوم فهمیدن یا درک کردن را نیز به همراه داشته باشد.

گذشته ساده : begriffen
گذشته کامل : haben begriffen

پس همانطور که ما در فارسی می توانیم با شیوه و روش های مختلف به مخاطب برسانیم که یک موضوع را درک کرده ایم یا فهمیده ایم در زبان آلمانی نیز به همین صورت است

Einer Sache nicht begreifen

از یک موضوع سر در نیاوردن ، از یک قضیه یا چیزی سر در نیاوریم

نکته گرامری : توجه داشته باشید که دو فعل قبلی ما اسم را به حالت Akkusativ می بردند ، اما فعل begreifen اسم را به حالت Dativ می برد مانند مثال بالا eine Sache به حالت اسمی Dativ رفته است و به einer Sache تبدیل شده است

این اتفاق دقیقا در دستور زبان فارسی نیز می افتد ، یعنی اگر ما بخواهیم بگوییم چیزی را فهمیدیم ( verstehen ) آنگاه اسم به حالت Akkusativ رفته است یا اگر بخواهیم بگوییم ، آن موضوع را شیر فهم شدم ( kapieren ) باز هم اسم به حالت Akkusativ رفته است ، اما اگر بخواهم بگویم از یک موضوع سر در آوردم ، آنگاه اسم جلمه من به حالت Dativ رفته است

خوشبختانه از نظر دستور گرامری این ۳ افعال بسیار نزدیک به تفکر فارسی زبان هاست.

 

?Wir begreifen das nicht, warum du mit uns nicht spielen willst

ما از این سر در نمی آوریم ، ( که ) چرا تو نمی خواهی با ما بازی کنی؟

 

و اما نگاه کوتاهی هم به فعل verstehen داشته باشیم

verstehen

دریافتن ، درک کردن ، فهمیدن ، متوجه شدن

 

اگر به همراه حرف اضافه von بیاید ، آنگاه به معنی از چیزی سر در آوردن ، از چیزی دانستن ، مانند مثال زیر :

 

?Was versteht du von Frauen

از خانم ها چی میدونی ؟ از زن ها چی سر در میاری؟

 

اگر با حرف اضافه mit و در حالت انعکاسی بیاید مانند مثال زیر به معنی با کسی تفاهم داشتن یا یک دل بودن را میدهد

sich mit Jemandem verstehen

با کسی یک دل بودن ، با کسی تفاهم داشتن

 

Die beiden verstehen sich miteinander nicht besonders

آن دو به طور خاصی با هم دیگه تفاهم ندارند

 

و اگر باز در حالت انعکاسی باشد اما اینبار با حرف اضافه auf بیاید به معنی بلد بودن یا دانستن را میدهد ، همانند مثال زیر :

 

sich auf etwas verstehen

خودمان چیزی را بلد باشیم ، خودمان چیزی را بدانیم

 

Er versteht sich aufs Kochen

او بلد است آشپزی کند ، او خودش آشپزی بلد است

 

و در نهایت بازهم اگر انعکاسی باشد اما اینبار با حرف اضافه zu بیاید آنگاه به معنی با کاری موافق بودن ، موافقت کردن ، مانند مثال زیر :

 

sich zu etwas verstehen

با کاری موافق بودن ، با انجام کاری موافقت کردن

 

sich zu einer Entschuldigung verstehen

با یک معذرت خواهی موافق باشیم ، با انجام دادن یک معذرت خواهی موافقت کردن

 

گذشته ساده : verstanden
گذشته کامل : haben verstanden

 

و اما چند مثال در حالت ساده :

 

Ich konnte jedes Wort verstehen

من توانستم هر کلمه را متوجه بشوم ، بفهمم ، درک کنم

 

Eine Frage nicht verstehen

یک سوال را متوجه نشویم ، یک سوال را درک نکنیم

 

!Keiner versteht mich

هیچکس مرا درک نمیکند

 

Auf seine Frage bekam er einen Schwall von Worten zur Antwort, den er nicht verstand

او در جواب سوالش موجی از لغات را پاسخ گرفت که او آنها را نفهمید

 

Ich habe nur die Hälfte von dem verstanden, was er gesagt hat

من فقط نصف آنچه را که او گفت فهمیدم

 

آموزش رایگان زبان آلمانی – مرتضی غلام نژاد
منبع : de.alemani.de

image_pdfنسخه PDF این درس را دانلود کن!image_printاین درس را چاپ کن!

Leave a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *