getrennt, gewöhnt, gierig, gleichgültig, glücklich

image_pdfنسخه PDF این درس را دانلود کن!image_printاین درس را چاپ کن!

 

سلام دوستان

 

در درس امروز از سری دروس Adjektiv mit Präpositionen صفت ها به همراه حروف اضافه ، می خواهیم با هم صفت های زیر را مورد بررسی قرار بدهیم :

 

getrennt, gewöhnt, gierig, gleichgültig, glücklich

 

 

getrennt

جدا از هم ، سوا ، جداگانه ، به تنهايى

 

von + D

von der Familie

از خانواده

 

Getrennt von der Familie leben

جدا از خانواده زندگی کردن

 

oder یا

 

Von der Familie getrennt leben

از خانواده جدا یا سوا زندگی کردن

 

 

Er war von der Familie getrennt

او از خانواده جدا یا سوا بود

 

به طوری که به تنهایی زندگی میکرد

 

 

gewöhnt

عادت شده ، مأنوس ، مألوف

 

an + A

an das Wetter

به آب و هوا ( عادت داشتن )

 

Ich bin daran gewöhnt

من به آن عادت دارم یا عادت کرده ام

 

اگر یادتان باشد در دروس Verben mit Präposition ما فعلی داشتیم به نام gewöhnen که به معنی عادت کردن است و حرف اضافه آن an بود ، این صفت نیز دقیقا از همان فعل گرفته شده است با این توضیح که حرف اضافه آن نیز همچنان an می باشد.

 

هرگاه به عنوان فعل در زمان گذشته کامل بیاید نیز به همین صورت نوشته می شود ، برای مثال :

 

Ich habe mich an diese Arbeit gewöhnt

من به این شغل یا کار عادت کرده ام

 

همانطور که دیدید gewöhnt در اینجا گذشته کامل فعل gewöhnen است و در نقش یک فعل انعکاسی آمده است زیرا در تفکر آلمانی ما خودمان را مجاب میکنیم تا در چیزی عادت کنیم.

 

 

Wir mussten den Hund erst an Sauberkeit gewöhnen

ما می‌بایست اول سگ را به نظافت عادت می‌دادیم

 

Leute werden sich niemals an Inflation gewöhnen

مردم هیچوقت به تورم عادت نمی‌کنند

 

 

gierig

حريص ، آزمند ، طمع كار ، مشتاق ، بى مهابا

 

nach + D / auf + A

nach Schokolade

نسبت به شکلات ( حرص و طمع داشتن )

 

 

Er war ganz gierig nach Schokolade

او کاملا نسبت به شکلات حریص بود

یعنی علاقه خیلی زیادی به خوردن شکلات داشت

 

Sie war ganz gierig nach Obst

او کاملا نسبت به میوه حریص بود

یعنی علاقه خیلی زیادی به خوردن میوه داشت

 

 

gleichgültig

بى توجه ، بى اهميت ، بى تفاوت

 

gegenüber + D

gegenüber seinen Mitarbeitern

بی تفاوت و بی توجه در برابر همکارانش یا بی تفاوت و بی توجه نسبت به همکارانش

 

sich gleichgültig gegen jemanden benehmen

رفتار بی تفاوتی نسبت به کسی داشتن ، نسبت به کسی بی تفاوتی از خود نشان دادن

 

و اگر بودن حرف اضافه در جمله بیاید :

 

Dein Schicksal ist mir nicht gleichgültig

سرنوشت تو برای من بی‌تفاوت نیست

 

 

glücklich

خوشبخت ، نيک بخت ، سعادتمند ، خوشحال ، خوش شانس ، شادمان ، راضى ، عالى ، فوق العاده ، بسيار خوب ،خوشبختانه ، بالأخره ، سرانجام

 

über + A

über die bestandene Prüfung

به خاطر قبول شدن در آن آزمون یا امتحان

 

Er war über die bestandene Prüfung glücklich

او به خاطر قبول شدن در آن آزمون یا امتحان شاد و خوشحال بود

 

Eine glückliche Familie

یک خانواده شاد و خوشبخت

 

به طوری که راضی و خوشنود هستند از اینکه در کنار یکدیگر زندگی میکنند.

 

 

آموزش رایگان زبان آلمانی – مرتضی غلام نژاد

منبع : de.alemani.de

image_pdfنسخه PDF این درس را دانلود کن!image_printاین درس را چاپ کن!

1 دیدگاه در درس “getrennt, gewöhnt, gierig, gleichgültig, glücklich”

  1. با عرض سلام
    من‌ دارم تازه با فعل های که نوشته شده آشنا میشوم و برایم خیلی جذاب است .به نظر من خیلی عالی است . واز زحمت های شما استاد عزیز نهایت تشکر را میکنم.
    اگر میشود مثالها را بیشتر کنید.

    با تشکر
    محمدیان

دیدگاهی بنویس

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *