erfahren, erfreut, erkrankt, erleichtert, erstaunt

image_pdfنسخه PDF این درس را دانلود کن!image_printاین درس را چاپ کن!

 

 

سلام دوستان

در درس نهم از سری دروس Adjektiv mit Präpositionen ( صفت به همراه حروف اضافه ) به صفت های زیر خواهیم پرداخت

 

erfahren, erfreut, erkrankt, erleichtert, erstaunt

 

 

erfahren

با تجربه ، مجرب ، ورزيده

 

in + D

in Teamarbeit

در کار جمعی یا در کار گروهی یا تیمی

 

در تفکر آلمانی نیز همانند فارسی ما می توانیم در چیزی یا in etwas با تجربه باشیم

 

Er ist in Teamarbeit sehr erfahren

او در کار تیمی یا جمعی خیلی با تجربه است

 

البته حرف اضافه auf نیز می تواند به همراه صفت erfahren بیاید که در تفکر آلمانی آن می شود به روی چیزی با تجربه بودن و در تفکر فارسی همچنان گفته می شود در چیزی تجربه داشتن

 

پس در تفکر فارسی ما همواره می گوییم در چیزی با تجربه هستیم ، اما در تفکر آلمانی می توانیم هم از حرف اضافه in و هم از حرف اضافه auf استفاده کنیم.

 

 

auf + A

auf etwas erfahren werden

در چیزی باتجربه شدن

 

Sie ist auf ihrem Gebiet sehr erfahren

او ( مونث ) در تخصص یا رشته علمی اش خیلی با تجربه است

در تفکر آلمانی : او به روی رشته علمی اش خیلی با تجربه است

 

 

و بدون حرف اضافه در جملات :

 

ein erfahrener Arzt

یک پزشک باتجربه

 

البته ما یک فعل نیز دقیقا به همین شکل داریم

 

erfahren در اینجا یک فعل است

تجربه کردن ، به چشم خود دیدن ، لمس کردن ، مطلع شدن ، فهمیدن و دانستن ، پی بردن و شنیدن

 

هرگاه به عنوان فعل در جملات استفاده شود ، آنگاه می تواند به همراه حرف اضافه über بیاید ، یعنی در تفکر آلمانی ما می توانیم در مورد چیزی پی ببریم یا در مورد چیزی تجربه کسب کنیم ، اما در تفکر فارسی گفته می شود ، از چیزی تجربه کسب کردن یا از چیزی پی بردن و …

 

über + A

 

Er konnte keine Einzelheiten über die Person erfahren

او هیچ جزئیاتی یا تفصیلاتی از آن شخص نتوانست کسب کند یا مطلع شود ، بفهمد

 

 

erfreut

خوشحال ، خوشنود

 

über + A

über das Ergebnis

به خاطر آن نتیجه ، در مورد آن نتیجه

 

Er war über das Ergebnis sehr erfreut

او به خاطر آن نتیجه ( به دست آمده ) خیلی خوشحال و شاد بود

 

 

Über diese Ehrung bin ich sehr erfreut

به خاطر این بزرگداشت من خیلی خوشحال هستم

 

 

erkrankt

مریض یا بیماری که بستری شده است

 

an + D

an Grippe

به خاطر سرماخوردگی ، به دلیل سرماخوردگی

 

Jemand, der an Fieber erkrankt ist

یک کسی که او به خاطر تب بستری شده است

 

 

Ich bin an Grippe erkrankt

من به دلیل سرماخوردگی بستری هستم

 

 

erleichtert

سبک شده ، آسوده شده ، راحت شده

 

über + A

über das Urteil

به جهت رای دادگاه ، در مورد حکم دادگاه

 

Ich bin über das Urteil erleichtert

من به خاطر آن رای دادگاه خیالم آسوده است

 

Sie war erleichtert, dass ihm bei dem Unfall nichts passiert war

او ( مونث ) خیالش آسوده یا راحت شد ، که در تصادف هیچ اتفاقی برای او ( مذکر ) نیافتاده بود

 

چنانچه بدون حرف اضافه در جملات بیاید :

 

Danke!«, sagte er erleichtert

او راحت شد یا با خیال آسوده شده گفت : سپاس

 

به عنوان اصطلاح استفاده شود‌:

 

erleichtert aufatmen

با خیال راحت و آسوده نفس عمیق کشیدن

یه نفس راحتی کشیدن

 

 

erstaunt

شگفت زده ، متعجب ، بهت زده

 

über + A

über die Veränderungen fähig

به خاطر تغییرات و دگرگونی ها کارآمد

 

 

Ich war über die Veränderungen fähig sehr erstaunt

من به خاطر آن تغییرات و دگرگونی های کارآمد خیلی شوکه بودم

 

Sie waren über die Ergebnisse sehr erstaunt

آنها به خاطر آن نتایج به دست آمده خیلی شوکه بودند

 

 

آموزش رایگان زبان آلمانی – مرتضی غلام نژاد

منبع : de.alemani.de

image_pdfنسخه PDF این درس را دانلود کن!image_printاین درس را چاپ کن!

دیدگاهی بنویس

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *