Akkusativ oder Dativ

 

چگونه می شود به Akkusativ یا Dativ بودن یک اسم در جمله پی برد؟

به دو روش کلی می توانیم پی ببریم که آیا اسم را در جملاتمان به Akkusativ ببریم یا Dativ

 

اولین روش : حروف اضافه هستند ، همانطور که ما میدانیم در زبان آلمانی حروف اضافه هم می توانند Akkusativ ساز و هم می توانند Dativ ساز باشند و یا اینکه هر دو , روش اول را در بخش گرامر سایت به طور کلی به آن پرداخته ایم ، یعنی دروس حروف اضافه که به آنها می توانید از لینک های زیر دسترسی پیدا کنید.

 

جزوء Akkusativ

جزوء Dativ

 

جزوء حروف اضافه زمان و مکان

جزوء حروف اضافه Akkusativ ساز

جزوء حروف اضافه Dativ ساز

جزوء تمام حروف اضافه به همراه چند نکته

جزوء حروف اضافه Akkusativ و Dativ ساز

 

 

اما اگر در جمله اصلا هیچ حرف اضافه ای نداشتیم ، آنگاه چه کنیم؟

 

دومین روش :

 

اما دومین روش دانستن اینکه فعل جمله ما Akkusativ ساز است یا Dativ ساز

همانطور که حروف اضافه هم می توانستند Akkusativ  ساز و هم Dativ ساز یا اینکه بسته به شرایط هر دو ، افعال نیز به همین صورت هستند ، یعنی بعضی از افعال ذات کاملا Akkusativ ساز دارند و اسم جمله را به حالت Akkusativ می برند ، مانند :

Er ruft seinen Freund an

او ( مذکر )‌ دوستش را تماس میگیرد

در جمله بالا دو نکته مهم وجود دارد

۱. سعی کنید هنگام یادگیری زبان آلمانی با تفکرات آلمانی زبان ها نیز آشنا شوید ، همانند جمله بالا در تفکر آلمانی : ما کسی را تماس میگیریم یا کسی را زنگ میزنیم ، اما در تفکر فارسی :‌ ما به کسی زنگ میزنیم یا با کسی تماس تلفنی برقرار میکنیم.

 

حال اگر من با این تفکر آشنا نباشم ، آنگاه بخواهم به آلمانی بگویم من باید با مادرم تماس بگیریم، بی شک این اشتباهات رخ خواهد داد :

به سروقت mit میروم چون میدانم که mit در زبان آلمانی یعنی ( با ) و اگر ندانم که حالا این mit یک حرف اضافه Dativ ساز است ، آنگاه می خواهم به اشتباه بگم meine Mutter و در کل یک جمله عجیب و بدون رعایت دستور زبان آلمانی تحویل شنونده بدم که این جمله عجیب من واقعا او را به سر درگمی وا میدارد

 

پس اولین نکته : آشنا شدن با تفکرات آلمانی زبان هاست که در دروس و گرامر های موجود در سایت de.alemani.de به اغلب آنها پرداخته ام

 

۲. فعل anrufen یک فعل جدا شدنی می باشد. یعنی بعضی از افعال در زبان آلمانی بخش دوم آنها صرف می شوند و بخش اول به انتهای جمله میرود. که همین قانون در صورتی پایدار است که ما فعل کمکی در جمله نداشته باشیم. مثال :

Ich muss meine Mutter anrufen

من باید مادرم را تماس بگیرم

از آنجایی که müssen یک فعل کمکی است ، فعل اصلی منرا که یک فعل جدا شدنی هم بود ، بدون هیچ دستکاریی به انتهای جمله برد.

Ich rufe meine Mutter an

من مادرم را تماس میگیرم

 

از آنجایی که هیچ فعل کمکی در جمله من وجود ندارد ، بنابراین بخش دوم فعل یعنی rufen صرف شد در ضمیر اول شخص مفرد یعنی ( من ) و در نهایت بخش دوم فعل an به انتهای جمله رفت

 

در ادامه می توانید یک جزوء بسیار مهم و کاربردی را دانلود کنید.

 

بیش از ۲۵۰ فعل مهم در زبان آلمانی به همراه Akkusativ و Dativ بودن آنها در جملات

 

در جزوء زیر :

 

A = Akkusativ+ مخفف

فعل جمله ما ذات کاملا Akkusativ ساز دارد

 

D = Dativ +مخفف

فعل جمله ما ذات کاملا Dativ ساز دارد

 

و اما

D + A+

 

یعنی همواره فعل جمله یک اسم در جمله را به Dativ می برد و بعدی را به Akkusativ مانند فعل anbieten

anbieten تقدیم کردن ، عرضه نمودن ، پیشنهاد کردن

 

?Kann ich Ihnen einen Wein anbieten

می تونم به شما یک شرابی را پیشنهاد کنم؟ یا تقدیم کنم؟

در تفکر فارسی : می تونم بهتون یک لیوان شراب تعارف کنم یا براتون یک لیوان شراب بیاورم؟

در جمله بالا فعل anbiten اینگونه است که ما همیشه به کسی که همین به کسی یعنی Dativ

Dir به تو
Mir به من
Ihnen به شما

و …

و از طرفی ما همیشه چیزی را به کسی تعارف میکنیم یا پیشنهاد میکنیم که همین چیزی را یعنی Akkusativ

Der Wein شراب -> A -> den Wein آن شراب را
Ein Wein یه شرابی -> A -> einen Wein یک شرابی را

 

پس این علامت زیر

D + A+

یعنی همواره فعل جمله ما با حالت Dativ میرود و بعد از آن باید یک اسم در حالت اسمی Akkusativ بیاید.

 

و اما

D) + A+)

 

یعنی لزومی بر این نیست که فعل جمله ما اسمی را به حالت Dativ برود ، اما همواره باید اسم جمله را به حالت Akkusativ برود.

مانند فعل جدا شدنی aufmachen که در اینجا به معنی : باز کردن یا گشودن است.

مثال :

 

Warte, ich mache dir die Tür auf

صبر کن ، من ( الان ) آن در را برایت باز میکنیم

 

Warte, ich mache die Tür auf

صبر کن ، من در را باز میکنم

 

همانطور که می بینید در مثال دوم از فعل aufmachen استفاده کردم اما لزومی بر استفاده dir که نشانه Dativ بودن است ، نیست

در نتیجه فعل aufmachen همواره باید Akkusativ داشته باشد اما در استفاده Dativ در آن به سلیقه خودمان بر میگردد ، همانند مثال بالا

 

و اما در آخر

 

D / + A+

یعنی گاهی فعل جمله فقط Akkusativ ساز است و گاهی نیز فقط Dativ ساز ، مانند فعل kündigen

 

به معنی : فسخ کردن یک قرار داد ، استعفا دادن و پرس و جو کردن

 

اگر بخواهیم به معنی استعفا دادن یا فسخ کردن از آن استفاده کنیم ، آنگاه اسم جمله ما همواره به حالت Akkusativ میرود ، مانند :

 

Ich kündige meine Stelle

از سمت یا شغل خودم استعفا میدهم

 

اما اگر به معنی :‌ پرس و جو کردن مورد استفاده قرار بگیرد ، آنگاه اسم جمله ما همواره به حالت Dativ میرود، مانند :

 

Er kündigt seinem Mitarbeiter

او به دنبال همکارش است

یعنی پرس و جو میکند تا پی ببرد همکارش کجاست!

 

دانلود جزوء ۲۵۰ فعل پر کاربرد آلمانی به همراه اکوزاتیو و داتیو و مثال در جملات آلمانی را از زیر دانلود کنید

 

 

جزوء ۲۵۰ فعل پر کاربرد آلمانی

 

 

آموزش رایگان زبان آلمانی – مرتضی غلام نژاد
منبع :‌ de.alemani.de




تفاوت بین زبان آلمانی در کشور آلمان ، اتریش ، سوئیس

سلام دوستان ، در این بخش می خواهیم با هم نگاهی کوتاه داشته باشیم به مهم ترین تفاوت های که بین زبان آلمانی که در کشور آلمان ، اتریش و سوئیس صحبت می شود.

 

همانطور که زبان فارسی ، زبان رسمی کشورهای همچون ایران ، افغانستان و تاجیکستان است ، در کشورهای آلمان ، اتریش و سوئیس نیز به همین صورت است ، و همانطور که میان زبان فارسی ، دری و تاجیکی تفاوت های از نظر دستور زبان و برخی جملات وجود دارد ، در زبان آلمانی نیز به همین صورت است.

 

در ادامه می خواهیم با هم نگاهی داشته باشیم به مهم ترین تفاوت های گرامری میان زبان آلمانی در کشور آلمان و دیگر کشورهای که نام بردیم.

 

 

 

 

 

 




?Deshalb oder trotzdem

 

سلام دوستان در تمرین صفحه ۱۹ و ۲۰ جزوء Wohnwelten نگاهی خواهیم داشت به نحوه کاربرد صحیح deshalb و trotzdem در زبان آلمانی

 

deshalb بدین سبب ، از آن رو ، به این علت ، از این جهت

trotzdem با این وجود ، با این حال ، با این وصف

 

در بخش جزوات گرامری سایت به حروف ربط و همچنین حروف اضافه به طور کلی اشاره کرده ایم، در این تمرین با نحوه کاربرد این دو بیشتر آشنا خواهیم شد.

 

Ich suche eine neue Wohnung, deshalb lese ich die Anzeigen in der Zeitung

من به دنبال یک آپارتمان جدید هستم ، از آن رو آگهی های رسمی در روزنامه را می خوانم

 

نکته گرامری : هرگاه deshalb در جمله آمده بود ، آنگاه می بایستی بعد از آن فعل جمله بیاید ، درست مانند مثال بالا که بعد از deshalb فعل lesen آمده است.

 

Die Mieten im Stadtzentrum sind hoch, trotzdem wohne ich gern dort

کرایه ها در مرکز شهر گران هستند ، با این وجود من تمایل دارم در آنجا زندگی کنم

 

نکته گرامری : trotzdem نیز همانند deshalb هرگاه در جمله آمده باشد ، می بایستی بعد از آن فعل جمله بیاید. درست مانند مثال بالا که بعد از trotzdem فعل wohnen آمده است.

 

Petra zieht mit ihrem Freund zusammen, deshalb können sie sich eine größere Wohnung leisten

پِترا محل زندگی خود را تغییر میدهد ( تا ) با دوستش زندگی کنید ، بدین سبب آنها می توانند یک آپارتمان بزرگ تری را در اختیار داشته باشند.

 

Der Vermieter hat die Miete erhöht, deshalb gehe ich zum Mieterschutzbund

صاحب خانه کرایه را افزایش داده است (‌ بالا برده است ) بدین علت من میروم به انجمن حفاظت از مستاجران

 

Ein Baumhaus ist sehr teuer, trotzdem kaufen sich viele Menschen eines

خانه درختی خیلی گران است ، با این حال آدم های زیادی یکی برای خودشان میخرند

 

Johannes möchte sein Wohnzimmer renovieren, deshalb fährt er zum Baumarkt

یوحنا ( یوحنس ) می خواهد اتاق پذیرای اش را بازسازی کند ، به این علت او به مصالح فروشی میرود.

 

 

در تمرین بالا با نحوه استفاده deshalb و trotzdem در جملات آشنا شدیم ، اما در تمرین بعدی نگاهی داشته به حروف ربط که با حل این تمرینات نیز بیشتر با آنها آشنا خواهید شد.

 

Ich suche eine neue Wohnung. deshalb habe ich den Makler angerufen

من به دنبال یک آپارتمان جدید هستم ، به این علت با بنگاهی تماس گرفته ام

 

Gestern habe ich mit meinem Vermieter telefoniert, weil meine Heizung kaputt ist

دیروز من با صاحب خانه ام تلفنی صحبت کرده ام ، برای اینکه شوفاژ من خراب است

 

نکته گرامری : توجه داشته باشید که هرگاه از weil در جمله استفاده می کنید ، فعل جمله می بایستی به انتهای جمله برود ، همانند مثال بالا که وقتی weil آمد فعل جمله یعنی sein را که در صرف سوم شخص مفرد ist را به انتهای جمله بُرد.

 

اگر به همین جمله در فارسی نیز توجه کنید ، می بینید که هرگاه در زبان فارسی ما ( برای اینکه ) را استفاده میکنیم ، به طور اتوماتیک فعل نیز به انتهای جمله میرود.

 

Die Wohnung ist ziemlich dunkel, trotzdem gefällt sie mir

آن آپارتمان تقریبا تاریک است ، با این وجود من خوشم میاد ازش ( می پسندمش )

 

In diesem Stadtviertel wohnen wenige Familien, denn die Mieten sind sehr hoch

در این ناحیه از شهر خانواده های کمی زندگی میکنند ، چونکه کرایه ها خیلی بالا هستند

 

Gestern hat es so viel geregnet, dass jetzt der Keller unter Wasser steht

دیروز باران خیلی زیادی بارید ، که الان آن انباری در زیر آب قرار دارد

 

نکته گرامری : dass نیز همانند weil هرگاه در جمله می آید ، فعل را به انتهای جمله میبرد و اگر توجه کرده باشید در زبان فارسی نیز به همین صورت است.

 

Obwohl die Familie vier Kinder hat, wohnt sie in einer kleinen Wohnung

اگر چه آن خانواده چهار تا بچه دارد ، آن خانواده در یک آپارتمان کوچک زندگی می کنند

 

نکته گرامری : هرگاه obwohl را در جملات استفاده می کنیم ، همانند dass و weil فعل به انتهای جمله میرود ، این اتفاق در زبان فارسی نیز از نظر دستور زبانی مشابه هستند ، اما توجه داشته باشید که در زبان آلمانی بخش دوم جمله حتما می بایستی دوباره با فعل شروع شود ، همانند مثال بالا که بخش دوم جمله با فعل wohnen شروع شد.

 

Bei uns stehen zwei Zimmer leer, deshalb suchen wir einen Untermieter

نزد ما دو اتاق خالی می باشد ، به این علت ما دنبال یک مستاجر هستیم.

 

در مورد Untermieter می بایستی اینگونه توضیح بدهم که در کشور آلمانی ، اگر شما خودتان مستاجر باشید و آپارتمان شما بزرگ باشد ، می توانید با هماهنگی صاحب خانه ، آن اتاق ها را به یک شخص دیگر کرایه بدهید ، یعنی به غیر شما یک شخص دیگر می آید به عنوان مستاجر به همراه شما زندگی میکند و این کار باعث می شود که دیگر شما کرایه کمتری پرداخت کنید.

 

Der Untermieter کسی که در خانه ی کسی دیگر اتاقی کرایه کرده باشد.

 

Ich habe Sophie zum Essen eingeladen, denn sie hat mir beim Umzug geholfen

من سوفی را برای غذا دعوت کرده ام ، چونکه او به من هنگام اسباب کشی کمک کرده است

 

 

Ihr Mitbewohner ist ausgezogen, sodass sie jetzt allein in der Wohnung lebt

همخانه او اسباب کشی کرده است ، برای همین او الان تنها در آن آپارتمان زندگی میکند.

 

نکته گرامری : sodass که به معنی : برای همین ، به طوری که ، است نیز همانند dass هرگاه در جمله بیاید فعل را به انتهای جمله می برد.

 

Das Haus ist sehr hellhörig, deshalb hören wir unsere Nachbarn immer streiten

این خانه از عایق های خیلی ضعیف صوتی ساخته شده است ، به این علت ما همیشه جر و بحث و جدل همسایه را می شنویم

 

و اما اولین تمرین صفحه ۲۰ در انتهای هر جمله یک حرف ربط داده است که ما می بایستی آن جمله را با توجه به حرف داده شده تغییر بدهیم که مفهموم مشابه ای نیز بدهد.

 

Herr und Frau K. verbringen viel Zeit am Fenster und sehen, was im Haus so alles passiert. Formulieren Sie die Sätze um

 

آقا و خانم ( K ) زمان زیادی را در تلویزیون سپری میکنند و ببینیم چه چیزی در این خانه اتفاق می افتد ، جملات را به شکل دیگری بیان کنید

 

اگر یادتان باشد در بخش گرامری درس اشاره کردیم به پیشوند um به افعال و گفتیم هرگاه به هر فعلی اضافه شود یعنی آن کار را به شکل و طور دیگری انجام بدهیم

 

formulieren فرمول بندی کردن ، شکل بندی کردن ، جمله بندی کردن

umformulieren به شکل دیگری فرمول بندی کردن ، به شکل دیگری شکل بندی کردن ، به شکل و طور دیگری جمله بندی کردن

 

Herr Müller kommt spät nach Hause, weil er länger arbeiten musste

آقای مولر خیلی دیر به خانه آمد ، برای اینکه او می بایستی تا دیر وقت کار میکرد

 

حال از ما خواسته است که به جای weil از denn استفاده کنیم برای ساخته جمله جدید ، البته این مثال را خود جزوء پاسخ داده است.

 

Herr Müller kommt spät nach Hause, denn er musste länger arbeiten

آقای مولر خیلی دیر به خانه آمد ، چونکه او می بایستی تا دیر وقت کار میکرد.

 

 

همانطور که دیدید ، در جمله اول وقتی weil آمد فعل به انتهای جمله رفت ، اما در جمله بعدی وقتی denn آمد پس از آن ضمیر جمله و بعد فعل آمد.

 

 

Im ersten Stock rechts brennt Licht, obwohl die Wohnung leer steht

در طبق اول ، واحد سمت راست چراغ روشن است ، اگر چه آن آپارتمان خالی است

 

حال از ما خواسته است که همین جمله را با trotzdem بسازیم.

 

Im ersten Stock rechts brennt Licht, trotzdem steht die Wohnung leer

در طبق اول ، واحد سمت راست چراغ روشن است ، با وجود اینکه آن آپارتمان خالی است

 

نکته : گفتیم هرگاه obwohl در جمله می آید فعل را به انتهای جمله میبرد و اما هرگاه trotzdem در جمله بیاید ، آنگاه می بایستی پس از آن فعل جمله بیاید.

 

 

Die junge Studentin macht bald Examen. Trotzdem geht sie jeden Abend aus

آن دختر دانشجوی جوان به زودی امتحان نهایی دارد ( انجام میدهد ) ، با این وجود هر شب به جهت گردش بیرون میرود.

 

حال از ما خواسته است که همین جمله را obwohl بگوییم.

 

Obwohl die junge Studentin bald Examen macht, geht sie jeden Abend aus

اگر چه آن دختر دانشجوی جوان به زودی آزمون نهایی دارد ( انجام میدهد ) او هر شب به جهت گردش بیرون میرود

 

 

Herr Schöps ist erkältet, deshalb kann er nicht zur Arbeit gehen

آقای شُپس سرما خورده است، به این علت او نمی تواند به سر کار برود.

 

حال از ما خواسته است که این جمله را با so…dass بگوییم

 

Herr Schöps ist erkältet, sodass er nicht zur Arbeit gehen kann

آقای شُپس سرما خورده است ، برای همین او نمی تواند به سر کار برود

 

Frau Leger hat sich ein neues Sofa gekauft, obwohl sie arbeitslos ist

خانم لِگا برای خودش یک مبل جدید خرید ، اگر چه او بی کار است

 

حال از ما خواسته است که این جمله را با trotzdem بگوییم

 

Frau Leger hat sich ein neues Sofa gekauft, trotzdem ist sie arbeitslos

خانم لِگا برای خودش یک مبل جدید خرید ، با این حال او بی کار است

 

 

Die Dachwohnung wird renoviert, weil es dort einen Wasserschaden gab

آن آپارتمانی که در زیر سقف یا شیروانی است تعمیر شده است . برای اینکه در آنجا یک نشتی آب وجود داشت

 

حال از ما خواسته است که این جمله را با denn بسازیم.

 

Die Dachwohnung wird renoviert, denn es gab dort einen Wasserschaden

آن آپارتمانی که در زیر سقف یا شیروانی است تعمیر شده است ، چونکه در آنجا یک نشتی آب وجود داشت

 

 

Die Miete ist gestiegen, dass Familie Maler ausziehen will

آن کرایه بالا رفته است ، که خانواده مالا می خواهند اسباب کشی کنند ( نقل مکان کنند از آنجا )

 

حال از ما خواسته است این جمله را با deswegen بگوییم

 

Die Miete ist gestiegen, deswegen will die Familie Maler ausziehen

آن کرایه بالا رفته است ، بنابراین خانواده مالا می خواند اسباب کشی کنند ( نقل مکان کنند از آنجا )

 

 

Herr Huber hat sich über die WG im dritten Stock beschwert, denn dort ist es abends oft laut

آقای هوبآ به خاطر آن خانه دانشجویی واقع در سومین طبقه شکوه و شکایت کرد ، چونکه آنجا اغلب شب ها شلوغ یا پر سر و صدا است.

 

نکته : WG مخفف کلمه Wohngemeinschaft است که در دروس گذشته گفتیم که به معنی ، خانه های اشتراکی ، مانند خانه دانشجویی که چند نفر به صورت مشترک از آن استفاده میکنند.

 

حال از ما خواسته است همین جمله را با weil بگوییم

 

Herr Huber hat sich über die WG im dritten Stock beschwert, weil es dort abends oft laut ist

آقای هوبآ به خاطر آن خانه دانشجویی واقع در سومین طبقه شکوه و شکایت کرد ، برای اینکه آنجا اغلب شب ها شلوغ یا پر سر و صدا است.

 

در این رابطه تمرین شماره ۶ و همچنین تمرین شماره ۷ نیز در صفحه ۲۰ جزوء وجود دارد ، که آنها را در درس بعدی حل خواهیم کرد.

 

موفق باشید.

 

آموزش رایگان زبان آلمانی – مرتضی غلام نژاد

منبع : de.alemani.de




حل تمرین شماره چهار ، جزوء Wohnwelten

 

در این تمرین همانند تصویر بالا یک جدول داریم که می بایستی آنرا حل کنیم. پاسخ خانه های جدول ما به صورت زیر است.

Waagrecht:

افقی

سوالات مربوط به خانه های افقی جدول

1. Für Wärme sorgen
Antwort: Heizen

۱. برای گرمایش کوشیدن
پاسخ : گرم کردن ، گرما دادن

.
2. Einen ( Miet-)Vertrag beenden
Antwort: Kündigen

۲. یک قولنامه یا قرارداد خانه را به پایان بردن
پاسخ : فسخ کردن یک قرار داد ، باطل کردن

.
3. Nicht kaufen, aber für die Nutzung bezahlen
Antwort: Mieten

۳. نخریدن اما برای استفاده کردن مبلغی را پرداخت کردن
پاسخ : کرایه کردن ، اجاره کردن

.
4. An der Haustür läuten
Antwort: Klingeln

۴. زنگ یک خانه را به صدا در آوردن ، بر یک درب کوبیدن به جهت اینکه افراد داخل خانه از وجود شما در پشت درب باخبر شوند.
پاسخ : زنگ را به صدا در آوردن ، زنگ زدن

.
5. Die Wohnung für immer verlassen
Antwort: Ausziehen

۵. یک آپارتمان را برای همیشه ترک کنید
پاسخ : به جای دیگری نقل مکان کردن ، اسباب کشی کردن

.
6. Sauber machen
Antwort: Putzen

۶. تمیز کردن
پاسخ : تمیز کردن ، رفت و روب کردن ، پاکیزه ساختن

7. Ordnung machen
Antwort: aufräumen

۷. مرتب کردن ، نظم بخشیدن
پاسخ : جمع و جور کردن ، تر و تمیز کردن ، مرتب نمودن

.

.
Senkrecht:

عمودی

سوالات مربوط به خانه های عمودی جدول

.
8. schön machen, gestalten, schmücken
Antwort: Dekorieren

۸. زیبا کردن ، به چیزی شکل و فرم دادن ، آراستن یا زینت دادن
پاسخ : تزیین کردن

.
9. In einer Wohnung oder einem Haus leben
Antwort: Wohnen

۹. در یک آپارتمان یا یک خانه زندگی کردن
پاسخ : ساکن بودن ، اقامت داشتن ، مسکن داشتن

10. Das Auto an einem Platz abstellen
Antwort: Parken

۱۰. آن اتومبیل را موقتا در یک پارکینگ یا محل مخصوص پارک اتومبیل ها گذاشتن
پاسخ : ماشینی را پارک کردن

.
11. In eine Wohnung gehen, um darin zu leben
Antwort: Einziehen

۱۱. در یک خانه برویم ، تا درون آن زندگی بکنیم
پاسخ : اسباب کشی کردن و به خانه جدیدتر وارد شدن

.
12. Jemandem eine Wohnung anbieten, aber nicht zum Kauf
Antwort: Vermieten

۱۲. به کسی یک آپارتمان را عرضه نمودن ، اما نه برای فروش
پاسخ : کرایه دادن ، اجاره دادن

.
13. Durch Möbel und andere Dinge wohnlich machen
Antwort: Einrichten

۱۳. توسط ِ مبلمان و چیزهای دیگر یک خانه را دنج و راحت کردن
پاسخ : یک خانه را مبلمان کردن

.
14. Alte Dinge erneuern, reparieren
Antwort: Renovieren

۱۴. چیزهای قدیمی را تازه یا نو کردن ، مرمت یا تعمیر کردن
پاسخ : نو کردن ، تازه کردن ، تعمیر کردن ، بازسازی کردن




درس نود و ششم – نگاهی به پسوندهای weg, los, vorbei در زبان آلمانی

 

سلام دوستان

در این درس می خواهیم با هم نگاهی داشته باشیم به پسوندهای weg, los , vorbei و بررسی خواهیم کرد ، در صورت اضافه شدن  این پسوندها به افعال ما ، چه معنی و مفهوم تازه ای به آنها میدهد.

 

vorbei به تنهایی معانی زیر را داراست

 

بعداز ، پس از ، به پایان رسیده ، تمام شده ، گذشته از جلوی چیزی با شخصی

 

فرض کنید که مثلا به کسی می گویم ، من می آیم سر راه یک سری هم به تو میزنم.

 

برای ساخت چنین جمله ای در زبان آلمانی ، می توانیم vorbei را با فعل kommen ترکیب کنیم.

 

vorbeikommen یک فعل جدا شدنی

سر زدن ، از جایی گذشتن

 

Ich komme gern mal bei dir vorbei

با کمال میل می آیم بهت سر میزنم

 

پس نتیجه می گیریم که هرگاه پسوند vorbei با هر فعلی ترکیب شود ، آنگاه به آن مفهوم گذشتن را میدهد ، مثلا اگر با فعل رفتن ترکیب شود ، معنی از آنجا گذشتن یا از آنجا رد شدن را میدهد. یا اگر با فعل رفتن با ماشین یا وسیله نقلیه ترکیب شود ، یعنی با وسیله نقلیه از جایی یا مکانی گذشتن ، یا رد شدن

 

چند مثال دیگر :

 

An jemandem vorbeigehen, ohne ihn zu erkennen

 

از کنار کسی گذشتن ، بدون اینکه او را بشناسیم

 

 

در اینجا vorbei با فعل gehen ترکیب شده است و معنی ، رد شدن ، از کنار کسی عبور کردن , گذر کردن و … را میدهد.

 

Ein schnelleres Fahrzeug vorbeilassen

اجازه بدیم یک وسیله نقلیه سریع از کنار ما سبقت بگیرد یا از کنار ما عبور کند

 

در اینجا vorbei با فعل lassen ترکیب شده است و معنی : اجازه عبور دادن ، اجازه رد شدن و … را داده است

 

 

los به تنهایی به معانی زیر است :

 

هرگاه به عنوان صفت استفاده شود :

 

رها ، آزاد ، ول ، نجات یافتن ، رها شدن ، خلاصی یافتن ، دارا بودن استعداد ، داشتن مهارت یا کفایت

 

هرگاه به عنوان یک اسم مذکر مورد استفاده قرار بگیرد

 

Der Los

 

سرنوشت ، تقدیر ، قسمت ، فال

 

اما در این درس ما می خواهیم یاد بگیریم که هرگاه با افعال ترکیب می شود چه معنی میدهد

 

 

فرض کنید ، من یک کسی یا چیزی را گرفته ام و شما می آید می گویید ، بذار بره ، آزادش کن بره ، رهاش کن بره

 

این بره ها که به افعال اضافه شده دقیقا همان los ما در زمان آلمانی است. البته گاهی هم می تواند آن فعل را به شکل منفی در بیاورد و دقیقا نقطه مقابل معنی اصلی فعل شود.

 

چند مثال :

 

!Lass mich los

بذار برم ، رهام کن ، آزادم کن

 

los گاهی می تواند تصویری اینگونه در ذهن شنونده ایجاد کند ، که مثلا از جایی کندن و رفتن

 

losgehen

از جایی کندن و رفتن , رهسپار شدن ، در رفتن

 

losfahren

از جایی کندن و با وسیله نقلیه رفتن ، شروع به رانندگی کردن

 

Wir waren schon um acht Uhr losgegangen

 

ما راس ساعت ۸ حرکت کرده بودیم

 

این حرکت اینگونه تصویر سازی می شود که از آنجا کندیم و عازم شدیم به سمت مقصد ، از جایی قبلی رها شدیم تا برویم به سمت مقصدی که می خواستیم.

 

یعنی los در اینجا معنی و مفهوم کندن از نقطه A و رفتن به نقطه B را میدهد

 

 

 

weg به تنهایی به معانی زیر است :

 

هرگاه به عنوان اسم مورد استفاده قرار بگیرد

 

Der Weg

 

راه ، طریق ، مسیر ، گذر ، سفر کردن ، به راه افتادن ، دور شدن ، رفتن راه زندگی ، مسیری که باید طی شود ، جاده ، شاهراه ، روش ، طرز ، شیوه

 

هرگاه به عنوان صفت استفاده شود به معانی زیر است :

 

رفته ، دور ، دورشده ، دور از چشم ، مفقود ، غایب ، گم شده ، شیفته ، شیدا ، شوریده ، از خود بی خود شده ، مسحور

 

اما اگر با افعال ترکیب شود چه معنی و مفهومی به آنها میدهد ؟

 

weggehen

به جایی دیگری رفتن

 

این رفتن اینگونه باید تصویر سازی شود که ما از نقطه A دور می شویم تا به نقطه B برسیم. پس همواره در حال دور شدن از نقطه مبدا که همان نقطه A است ، می باشیم.

 

مثلا : اگر سر درد داشته باشیم ، در زبان فارسی می گویم که این قرص ها بهت کمک میکنند که سر دردت از بین بره ، در تفکر آلمانی گفته می شود که به وسیله این قرض ها سر دردت دور می شود

 

Von den Tabletten gehen die Kopfschmerzen schnell weg

به سبب این قرض ها ، آن سر درد به سرعت از بین میرود ( دور میشود )

 

با جستجو در سایت می توانید به مثال های بیشتری در ارتباط با پسوند weg با افعال بدست بیاورید.

 

چنانچه شما نیز در ارتباط با این درس ، مثال ، سوال یا نظری دارید ، می توانید آنرا در بخش نظرات همین درس درج کنید.

 

موفق باشید.

 

 

آموزش رایگان زبان آلمانی – مرتضی غلام نژاد

منبع : de.alemani.de