اصطلاحات آلمانی

entkommen – versprechen

  entkommen یک فعل می باشد گریختن ، فرار کردن ، خلاص شدن ، رها و آزاد شدن   گذشته ساده : entkammen گذشته کامل : sein entkommen aus dem Gefängnis entkommen از زندان گریختن ، از زندان فرار کردن versprechen یک فعل می باشد قول دادن ، وعده دان گذشته ساده : versprachen گذشته …

entkommen – versprechenبیشتر بخوان »

unter die Nase reiben

  jemandem ( etwas ) unter die Nase reiben کسی را سرزنش و شماتت کردن  چیزی را به رخ کسی کشیدن به طوری که او را نیز سرزنش و ملامت کرده باشیم reiben یک فعل می باشد ساییدن ، مالیدن ، رنده کردن  گذشته ساده : rieben گذشته کامل : haben gerieben die Creme in …

unter die Nase reibenبیشتر بخوان »

ganz Ohr sein

  ganz Ohr sein سرتا پا گوش بودن ، سراپا گوش بودن   Ich bin ganz Ohr من سرتاپا گوشم ، من سراپا گوشم   Das ist es ganz und gar nicht نه هیجوره نمیشه ، نه اصلاً اینجوری نمیشه   ausreden  یک فعل جدا شدنی می باشد  تا انتها حرفی را زدن ، حرف …

ganz Ohr seinبیشتر بخوان »

schieflaufen

  schieflaufen – schiefgehen اتفاق یا کاری که درست از آب در نیامده ، به جایی نرسیده ، خوب پیش نرفته   ?Was ist schiefgelaufen ?Was ist schiefgegangen چه اتفاقی درون من افتاده؟ چه چیزی درست از آب در نیامده؟ چه چیزی خوب پیش نرفته؟   beim Projekt war alles schiefgelaufen هیچ چیز در پروژه …

schieflaufenبیشتر بخوان »

vertagen

  vertagen یک فعل می باشد به تعویق انداختن ، به روزهای بعد موکول کردن   گذشته ساده : vertagten گذشته کامل : haben vertagt   توجه داشته باشید فعل vertagen با فعل absagen متفاوت است.   absagen یک فعل جدا شدنی است لغو کردن یک برنامه یا یک جلسه ، کنسل کردن قرار ملاقات …

vertagenبیشتر بخوان »