ändern, verändern, abändern به فارسی

 

سلام دوستان،

در این درس می خواهیم با هم به ändern و پیشوندهای آن بپردازیم

قبل از هر چیز اجازه بدهید که فعل ändern را به فارسی ترجمه کنیم

این فعل می تواند به فارسی دارای معانی زیر باشد :

متغیر ساختن ، عوض کردن ، متمایز نمودن ، دگرگون ساختن ، عوض کردن ، متفاوت شدن ، تغییر یافتن

 

این فعل بسیار فعل مهم و کاربردی است که هم می تواند انعکاسی باشد و هم اینکه یک فعل ساده ، اجازه بدید که گذشته ساده و کامل آن نیز بپردازیم

 

گذشته ساده : änderten

گذشته کامل : haben geändert

 

یکی از روش های که من همواره در این سایت سعی کرده ام مورد استفاده قرار بدهم ، روش گام به گام و ساده کردن یک موضوع دشوار است ، برای مثال در ابتدا آمدم معنی فعل را به فارسی نوشتم ، سپس اشاره ای به گذشته ساده و گذشته کامل آن کرده ام ، چنانچه شما مباحت گرامری سایت را مطالعه کرده باشید با دانستن همین گذشته ساده و کامل دیگر می توانید آن فعل را در هر زمانی صرف کنید.

 

قدم بعدی یا گام بعدی ما باید اینگونه باشد ( چنانچه مبحثی که داریم یاد میگیریم یک فعل باشد ) : از خودمان می پرسیم که آیا این فعل می تواند با حروف اضافه نیز بیاید؟ و اگر جواب مثبت است با چه حروف اضافه ای!؟

 

خب دوستان فعل ändern به طور مستقیم با هیچ حروف اضافه ای در ارتباط نیست ، اما به طور غیر مستقیم می تواند با حرف اضافه zu و in, mit در جملات مورد استفاده قرار بگیرد.

برای درک بیشتر و ساده تر کردن موضوع درست همانند فارسی که ما می توانیم چیزی را به ( zu ) چیز دیگری تغییر بدهیم.

در تفکر فارسی ما از mit نیز استفاده میکنیم یعنی ما چیزی را با ( mit ) چیز دیگری تغییر میدهیم

اما توجه داشته باشیم جدا از اینها در تفکر آلمانی ما می توانیم چیزی را در ( in ) چیز دیگری تبدیل کنیم یا تغییر بدهیم.

 

نکته گرامری : in در این جا یک حرف اضافه Akkusativ است به این دلیل که فعل ändern ذات Akkusativ دارد اما mit و zu حروف اضافه Dativ ساز است.

نکته گرامری : اگر چه فعل جمله ما Akkusativ ساز است اما اولویت با حروف اضافه در جمله است!

نکته گرامری : درست است که اولویت با حروف اضافه است و اگر در جمله حروف اضافه داشته باشیم بر اساس آن اسم بعد جمله به حالت های اسمی Akkusativ , Dativ یا Genitiv میرود. ولی خب باید این نکته را در نظر بگیریم که این مبحث اولویت تنها برای حروف اضافه متغییر است نه حروف اضافه ثابت ، در واقع mit, zu حروف اضافه ای هستند که همواره Dativ ساز هستند اما حرف اضافه in اینگونه نیست و با توجه به فعل جمله تصمیم گرفته می شود اسم به Akkusativ برود یا Dativ درست همانند مثال زیر که آنرا به روی اینستاگرام نیز قرار داده ام

Seinen Namen in einen anderen Namen ändern

نام اش ( نام را )‌ به یک نام دیگر تغییر دادن

پس از آنجایی که حرف اضافه ما in یک حرف اضافه متغییر بود یعنی هم می تواند Dativ و هم Akkusativ باشد ، بنابراین ما به فعل جمله رجوع میکنیم که ändern یک فعل Akkusativ ساز است

از کجا بفهمیم که این فعل Akkusativ ساز است؟ خیلی ساده است چون در تفکر آلمانی همانند تفکر فارسی ، ما همواره چیزی را ( به دلیل وجود را ) تغییر میدهیم یا دگرگون میکنیم.

 

اما جمله بالا را ما می توانیم با حرف اضافه zu نیز بیان کنیم

Seinen Namen zu einem anderen Namen ändern

نام اش ( نام را )‌ به یک نام دیگر تغییر دادن

 

این درس را از صفحه اینستاگرام من نیز دنبال کنید:

View this post on Instagram

Die Lösung wird heute Nachmittag eingefügt 😊 . . #مرتضی_غلام_نژاد #deutsch_als_fremdsprache #deutschland #deutsch #germany #german #آلمان #آلمانی #آموزش_زبان #آموزش_آلمانی #آموزش_زبان_آلمانی #de_alemani_de #morteza_gholamnezhad

A post shared by de.alemani.de (@de.alemani.de) on

 

اما بریم سر وقت تفاوت های میان این فعل و پیشوندهایش

 

هرگاه بخواهیم چیزی همانند یک پالتو ، تی شرت ، یک نوشته ، یک نظر ، یک عقیده را تغییر بدهیم به سر وقت ändern میرویم.

برای درک بیشتر به مثال های زیر توجه کنید :

 

einen Mantel ändern

یک پالتو را عوض کردن یا تغییر دادن

توجه داشته باشید که ما در اینجا از تن پالتو را در می آوریم و یک پالتوی دیگر به تن میکنیم ، این موضوع را گفتم که با tauschen و پیشوندهای آن اشتباه نگیرید ، در درس گذشته گفتم که منظور تعویض و مبادله کردن است یعنی برویم فروشگاه آنرا پس بدهیم و یکی دیگه بگیریم اما در اینجا ändern این معنی را نمیدهد و منظور از تن خارج کردن و چیز دیگری به تن کردن است

 

درس قبلی را می توانید از اینجا مطالعه کنید (‌ کلیک کنید )

 

einen Text ändern

یک نوشته یا متن را تغییر دادن

مثلا یک کلمه از یک متن را تغییر بدهیم یا اینکه یک جمله از یک متن را تغییر بدهیم.

 

seine Meinung ändern

نظر یا عقیده را ( نظر یا عقیده اش را ) تغییر دادن

 

seine Ansicht ändern

قیافه یا چهره اش را تغییر دادن

 

در اصطلاحات :

alte Menschen kann man nicht mehr ändern

آدم های قدیمی را آدم نمی تواند تغییر بدهد

که منظور اعتقاد ، باورها و عادات آنهاست

 

اما همین فعل در حالت انعکاسی یا Reflexiv

 

sich ändern

خود را تغییر دادن

که این تغییر حال می تواند از نظر کلی باشد خود را دگرگون کنیم و اعتقاد و باور و همه چیز را تغییر بدهیم یا اینکه سر و وضع خودمان را به کلی دگرگون کنیم

البته این موضوع تنها در مورد ما نیست بلکه هر چیزی حتی آب و هوا نیز می تواند رفتارش را تغییر بدهد 🙂

 

Das Wetter ändert sich

آب و هوا داره تغییر میکنه

مثلا هوا گرمه داره تغییر میکنه و سرد میشه

 

Du hast dich sehr geändert

تفکر آلمانی : تو خیلی خودت را تغییر داده ای

تفکر فارسی :‌تو خیلی تغییر کردی یا اینکه تو خیلی عوض شدی و دیگر آن آدم سابق نیستی

 

اما اسامی همانند die Zeit , Redaktion , Situation نیز به همراه این فعل می توانند بیایند که به معانی زیر هستند

Zeit زمان مثلا زمان خودش را تغییر داده است -> از قدیم به جدید تغییر کرده است

Situation  جایگاه یا موقعیتی تغییر داده شود یا تغییر کند

Redaktion یک رونوشت یا متن از قبل نوشته شده و آماده چاپ را تغییر دادن

 

اما verändern ، توجه داشته باشید که این فعل بسیار بسیار نزدیک به ändern است و در ۹۹ درصد می توان به جای یکدیگر مورد استفاده قرار بگیرند. اما من احساس میکنم که verändern برای دگرگونی های گسترده مورد استفاده قرار میگیرد ، یعنی ما خودمان که بخشی از یک کل هستیم ، اگر بخواهیم خودمان را تغییر بدهیم از ändern استفاده میکنیم ولی اگر بخواهیم کل را تغییر بدهیم verändern را بکار می بریم برای درک بیشتر ، مثلا اگر بخواهیم جهان را تغییر بدهیم از verändern استفاده میکنیم چون یک کل است ، اما چرا میشود در 99 درصد به جای یکدیگر استفاده کرد ، چون اگر خیلی کلی تر نیز به موضوع نگاه کنیم خود این جهان بخشی از یک کل است. واقعا برای یادگیری زبان آلمانی باید این نکات را دانست؟ بله باید دانست چون این زبان همانند مردمانش بسیار پیچیده است و این نکته را نیز توجه داشته باشید که یک آلمانی هرگز چیزی را سطحی نگاه نمیکند! همیشه در پشت هر مبحث گرامری یک داستان پیچیده ای خوابیده است 🙂

 

Sie will die Welt verändern

اون میخواهد دنیا را تغییر بدهد یا جهان را دگرگون کند

 

der Bart verändert ihn stark

ریش چهره ی او را خیلی زیاد تغییر میدهد

در اینجا باید ریش را یک مجموعه یا یک کل در نظر بگیریم و حال می خواهیم یک کل را تغییر بدهیم

اما خب همین ریش خودش اش بخشی از صورت یا چهره ما نیز هست بنابراین می توانیم از ändern نیز استفاده کنیم اما بهتر است که از verändern استفاده شود

 

dieses Erlebnis hat sein Leben verändert

این اتفاق یا حادثه زندگی او را (‌ به طور کلی ) تغییر داد یا دگرگون ساخت

می توانیم جمله بالا را اینگونه نیز بیان کنیم

dieses Erlebnis hat ihn verändert

این اتفاق یا حادثه او را (‌ به طور کلی ) تغییر داد یا دگرگونش کرد

 

اما در حالت انعکاسی :

seine Miene veränderte sich schlagartig

به طور ناگهانی یا خیلی سریع قیافه او تغییر کرد

مثلا در یک فیلم یک انسان قیافه اش سریع تغییر کند و شبیه یک هیولا شود

 

در اصطلاح :

er will sich verändern

او می خواهد ( منظور از نظر شغلی یا beruflich ) تغییر بدهد

او میخواهد شغلش یا کارش رو تغییر بده

 

اما فعل آخری که در این درس میخواهیم یاد بگیریم فعل abändern می باشد

 

در واقع پیشوند ab به اون فعل یا عمل یک مفهوم کاستن و کم کردن را نیز میدهد همانطور که zu به آن فعل یا عمل یک مفهوم اضافه کردن را می بخشد.

برای درک بیشتر به مثال های و توضیحات زیر توجه کنید

 

das Testament abändern

یک وصیت نامه را تغییر دادن

این تغییر دادن به این مفهوم است که ما یک بخشی از اون وصیت نامه را به کل خارج کنیم و در بخش های دیگر اون نیز یک تغییراتی به وجود بیاوریم.

مثلا شخصی وصیت کرده است که تمام دارای اش بین پسران و دختران به طور تساوی تقسیم شود ، اما پسر ها تصمیم میگیرند که نام دختران را از آن وصیت نامه خارج کنند و این جمله را به طور دیگری تغییر بدهند ، برای مثال : تمام دارای هایم بین پسرانم به طور تساوی تقسیم شود.

 

پس نه تنها آن جمله را تغییر داده اند بلکه چیزی از آن نیز کاسته اند یا کم کرده اند

 

این موضوع می تواند برای یک درخواست نیز اتفاق بیافتد

den Antrag abändern

آن درخواست را تغییر دادن

نه تنها تغییر میدهیم بلکه یک بخش هایی یا یک کلماتی را نیز از آن خارج میکنیم.

 

اما در حالت انعکاسی :

die Farben der Blüten ändern stark ab

رنگ خون ها به سرعت و خیلی زود تغییر میکنند

 

چرا از abändern استفاده کرده ایم؟

برای اینکه خون روان به طور کلی از حالتی به حالت دیگر تبدیل می شود که حال بر اساس تابش خورشید یا هر دلیل دیگری مقدار آن از حالت روان آن کمتر شده است

 

چنانچه شما نیز در ارتباط با این درس مثال ، سوال ، پیشنهاد یا انتقادی دارید ، می توانید آنرا در بخش نظرات همین درس درج کنید.

 

موفق باشید.

 


آموزش رایگان زبان آلمانی – مرتضی غلام نژاد

منبع : de.alemani.de


 

این جمله را در انتهایی این درس همیشه به خاطر بسپارید‌:

Wie wir unser Leben komplett verändern, wenn wir nur eine Gewohnheit ändern

چگونه ما ( می توانیم ) به طور اساسی و کلی زندگیمان را تغییر دهیم، هرگاه یا هروقت ما فقط یک عادت را تغییر بدهیم.

 

چند وقت پیش در حال مطالعه کتاب : قدرت عادت بودم که دقیقا در این کتاب به این مبحث پرداخته است که ما چگونه می توانیم با تغییر دادن عادت هایمان به موفقیت برسیم ، پیشنهاد میکنم که این کتاب را حتما تهیه کرده و مطالعه کنید.

قدرت عادت

نویسنده : چارلز دوهیگ

 

 




نگاهی به مبحث eingeleitet و uneingeleitet در زبان آلمانی

 

سلام دوستان ،

در این درس گرامری می خواهیم با هم نگاهی داشته باشیم به مبحث eingeleitet و uneingeleitet در زبان آلمانی

 

در واقع این دو موضوع در دستور زبان آلمانی به این صورت است.

 

eingeleitet جملاتی هستند که در آنها dass یا wenn و … وجود دارد و باعث می شود که جمله به دو بخش تبدیل شود  با این توضیح که فعل بخش دوم را نیز به انتهایی جمله می برد

uneingeleitet در واقع برعکس توضیحات بالا به هیچ عنوان dass یا wenn و … در جمله ندارند بلکه به صورت مستقیم جمله بیان شده است.

 

برای درک بیشتر به مثال زیر توجه کنید :

 

eingeleitet

Er sagt, dass er keine Zeit hat

او میگه که ( او ) هیچ وقت یا زمانی ندارد

 

در جمله dass وجود داشت و به دو قسمت تقسیم شد با این توضیح که فعل بخش دوم نیز به انتهایی بخش دوم رفت – به دلیل وجود dass

 

پس به زبان ساده تر جملاتی که اینگونه هستند را در دستور زبان آلمانی eingeleitet می گویند

 

حال بریم سروقت uneingeleitet

 

Er sagt, er hat keine Zeit

او داره میگه ( او ) هیچ وقت یا زمانی ندارد

 

در اینجا dass به کل حذف شده است و قسمت بعد نیز به صورت نرمال نوشته می شود به زبان ساده تر فعل دست خوش هیچ تغییری نمی شود.

 

یک مثال دیگر :

eingeleitet

Wir hoffen, dass ihr auch kommen würdet

ما امیدواریم که شماها نیز بتوانید بیایید.

 

نکته گرامری : فعل در حالت Konjunktiv 2 بیان شده است ، زیرا آمدن شماها هنوز به واقعیت تبدیل نشده است ، برای مثال : شما وقت ندارید یا کار دارید و من به عنوان آرزو و حسرت می گویم امیدوارم که بتونید بیایید ، حالا شماها شاید بتونید شاید هم نه ، پس در این شرایطی که حسرت و آرزو وجود دارد ، فعل جمله باید به زمان گرامری Konjunktiv 2 برود.

ما در فارسی جملات اینگونه را می گوییم : ای کاش بتونید شماها هم بیایید

 

uneingeleitet

Wir hoffen, ihr würdet auch kommen

ما امیدواریم شماها نیز ( بتوانید ) بیایید.

 

چند مثال دیگر و پایان درس :

 

eingeleitet

Er behauptet, dass er am Unfall nicht schuld ist

او مدعی است که در تصادف مقصر نیست.

او دارد اصرار میکند که در تصادف تقصیری ندارد یا مقصر نیست ( در تفکر فارسی هر دو گفته می شود )

 

uneingeletet

Er behauptet, er ist nicht am Unfall schuld

او اصرار دارد ، او در تصادف مقصر نیست

 

در مورد فعل behaupten به این صورت است که سعی و تلاش کنیم تا حرف خودمان را به کرسی بنشانیم ، به هر قیمتی شده بگیم ما درست میگیم ، مدعی شدن ، اصرار و پافشاری کردن را نیز به همراه دارد

 

eingeleitet

Ich gehe heute nicht zur Arbeit, weil ich Fieber habe

من امروز به سر کار نمیروم ، زیرا ( چون ) من تب دارم

 

uneingeletet

Ich gehe heute nicht zur Arbeit, ich habe Fieber

من امروز به سر کار نمیروم ، من تب دارم

 

eingeleitet

Ich spare Geld, um ein neues Auto zu kaufen

من پول پس انداز میکنم ، تا یک ماشین جدید بخرم

 

uneingeletet

Ich spare Geld, ich möchte ein neues Auto kaufen

من پول پس انذاز میکنم ، من می خواهم یک ماشین جدید خریداری کنم

 

چنانچه شما نیز در همین زمینه مثالی دارید ، می توانید برای استفاده دیگران در بخش نظرات همین درس آنرا درج کنید.

 

آموزش رایگان زبان آلمانی – مرتضی غلام نژاد

منبع : de.alemani.de




mögen, möchten, wollen, werden

سلام دوستان ،

در این درس ویدیویی به افعال mögen, möchten, wollen و werden پرداخته ام.

 

 

چنانچه در رابطه با این درس سوال ، نظر یا پیشنهادی دارید ، می توانید آنرا در بخش نظرات درج کنید.

 

آموزش رایگان زبان آلمانی – مرتضی غلام نژاد

منبع : de.alemani.de




Doppelkonjunktionen

 

 

سلام دوستان

در این درس گرامری می خواهیم به حروف های ربطی بپردازیم که با یکدیگر ترکیب می شوند و در جمله مورد استفاده قرار میگیرند.

البته در دروس های گذشته ، ما  entweder…oder و همچنین je…desto را داشتیم و آمدیم اینها را مورد بررسی قرار دادیم و از طرفی دیگر به مهم ترین قید ها و حروف ربط نیز پرداختیم که تمامی این سه درس را می توانید از لینک های زیر مطالعه کنید.

 

نگاهی به entweder…oder در زبان آلمانی ( کلیک کنید )

نگاهی به je…desto در زبان آلمانی ( کلیک کنید )

نگاهی به مهم ترین قید ها و حروف ربط در زبان آلمانی ( کلیک کنید )

 

 

اما در این درس می خواهیم به دیگر حروف ربط به پردازیم و کاربردهای آنها را نیز یاد بگیریم

 

nicht nur – sondern (…) auch

 

Wir reisen nicht nur nach China, sondern (wir reisen) auch nach Japan

ما فقط به کشور چین سفر نمیکنیم ، بلکه ( ما ) به ژاپن نیز ( میکنیم )

 

sowohl – als auch

نه تنها ( این ) … بلکه هم

Wir besichtigen sowohl das Schloss als auch den Schlosspark

ما نه تنها آن قلعه ( قصر ) را بازدید میکنیم بلکه پارک قصر را نیز ( بازدید می کنیم )

 

برای آگاهی بیشتر از sowohl… als auch و همچنین nicht nur… sondern این درس را مطالعه کنید ( کلیک کنید )

 

 

weder – noch

نه ( این ) و نه ( آن )

Ich mag weder klassische Musik noch (interessiere ich mich für) Jazz

من نه موزیک کلاسیک را دوست دارم و نه ( برایم جالب است ) موسیقی جاز

 

zwar – aber

در واقع خود zwar می تواند معانی : درست است که … ، البته… هرچند که … اگر چه را به همراه داشته باشد و aber نیز همان معنی اما و ولی

پس در نتیجه : اگرچه یا هرچند که ( اینجوری است ) ولی … یا اما …

 

Morteza isst zwar gerne Salat, aber (er isst) keine Karotten

درست است که مرتضی با علاقه و تمایل سالاد می خورد ، ولی ( او ) سیب زمینی ( نمی خورد )

 

so… wie

درست … هماننده

 

Er ist so groß wie ich

او درست هم قد من است

 

چند مثال دیگر و پایان این درس :

 

Ich komme zwar aus dem Iran, aber Deutschland ist mein Zuhause

اگر چه یا هرچند که من ایرانی هستم ، ولی آلمان خانه ی من است

درست است که من ایرانی هستم ولی آلمان ( همانند ) وطن یا خانه من است

 

Diese Möbel sind zwar schön, aber sie sind auch sehr teuer

درست است که این مبل‌ها قشنگ هستند،‌ اما آنها خیلی هم گرانند

 

Morteza möchte entweder nach Italien oder nach Spanien fahren

مرتضی دلش می خواهد یا به ایتالیا برود یا اینکه به اسپانیا

 

Aber Morteza war weder in Bern noch in Wien

ولی مرتضی نه در شهر برن بوده است و نه در شهر وین

 

Im Sommer macht es Spaß, weder Schuhe noch Strümpfe zu tragen

در تابستان خیلی خوش میگذره ، نه مدرسه ای و نه ( اینکه ) جورابی به پا میکنیم

 

Weder will ich schlafen noch bin ich müde

نه دلم می خواهد بخوابم و نه خسته هستم

 

Weder Fisch noch Fleisch

نه ماهی ، نه گوشت قرمز

 

Ich esse weder Obst noch Gemüse

من نه میوه جات میخورم و نه سبزیجات

 


Ich trinke weder Wein noch Bier

من نه شراب می نوشم و نه آبجو

 

جمله بالا دقیقاً هم معنی با جمله زیر است :

 

Ich trinke keinen Wein. Ich trinke kein Bier

من هیچ شرابی نمی نوشم. ( من شراب نمی نوشم ) من هیچ آبجویی نمی نوشم ( من آبجو نمی نوشم )

 

Ich trinke weder Alkohol noch rauche ich Zigaretten

من نه الکل می نوشم و نه سیگار میکشم

 

 

چنانچه به مثال های بالا توجه کنید پی خواهید برد که weder…noch کاملاً منفی است ، اما ما در زبان آلمانی sowohl… als auch را هم داریم که کاملاً مثبت است.

 

sowohl… als auch

که به معنی nicht nur… sondern auch  نه تنها ( اینجوری ) …. بلکه ( اینجوری ) نیز یا اینجوری هم

 

Ich esse sowohl Obst als auch Gemüse, denn ich bin ein Vegetarier

من نه تنها میوه میخورم بلکه سبزیجات نیز میخورم ، چرا که من یک گیاهخوار هستم

 

و در حالت منفی می شود :

 

Ich esse weder Fisch noch Fleisch, denn ich bin ein Vegetarier

من نه ماهی میخورم و نه گوشت ، چرا که من یک گیاهخوار هستم

 

 

آموزش رایگان زبان آلمانی – مرتضی غلام نژاد

منبع : de.alemani.de




پیشوندهای hin, her به همراه افعال

 

سلام دوستان،

در این درس می خواهیم با هم نگاهی داشته باشیم به پیشوندهای her و hin که می توانند با افعال ترکیب شده و به آنها معانی تازه تری ببخشند.

 

قبل از هر چیز اجازه بدهید که ببینیم her و hin اصلاً به چه معنا هستند!

 

her می تواند دو معنی از نظر زمانی و مکانی داشته باشد

از نقطه ای به سمت گوینده – از زمان های قبل از روزگاران پیشین تا به امروز

پس می توانیم نتیجه بگیریم هم می تواند قید زمان و قید مکان باشد

 

hin می تواند دو معنی کاملاً متفاوت داشته باشد

از شخص گوینده به سمت دیگر ، به آن سو

پس هرگاه معانی بالا را به همراه داشته باشد hin نیز یک قید مکان می شود.

اما دیگر معانی آن به ترتیب زیر است :

فناشده ، داغان شده ، مُرده ، در گذشته ، نابود شده ، برخی اوقات ، گاه گاهی

 

چند مثال :

 

Geh du schon hinaus, ich komme gleich nach

تو برو ( به بیرون ) من هم الان میام

اینجا hin با ترکیب شدن به فعل ausgehen این معنی را به آن بخشیده که از جایی که من هستم تو برو به سمت بیرون

همچنین میدانیم که ausgehen به معنی : برای گردش از خانه بیرون رفتن ، به قصد و نیت گردش و قدم زدن از خانه به بیرون رفتن ، است.

پس نتیجه میگیریم با اضافه شدن hin به این فعل ، چنین مفهومی را به همراه دارد که از پیش من یا از سمت من تو به نیت گردش و تفریح برو بیرون ، من هم چند لحظه دیگر پشت سر تو یا به دنبال تو می آیم.

 

 

Komm sofort heraus

فوراً‌ بیا به بیرون!

یعنی از داخل جا و مکانی به بیرون آمدن به سمت بیرون آمدن ، در بعضی موارد به سمت من گوینده آمدن

 

?Sollen wir gemeinsam da hingehen

می بایستی ما با یکدیگر ( باهم ) به آنجا برویم؟

 

در واقع hin اینجا در نقش یک پیشوند با فعل gehen ترکیب شده است و از آن یک فعل جداشدنی با مفهوم : به جایی یا مکانی رفتن را ساخته است

 

 

?Soll ich ihnen sagen, dass sie herkommen sollen

می بایستی من به آنها بگوییم که اونها می بایستی به اینجا بیایند؟

 

در اینجا نیز her در نقش یک پیشوند با فعل kommen ترکیب شده است و از آن یک فعل جداشدنی با مفهوم : به اینجا آمدن را ساخته است ، یعنی درست به جا و مکانی که من ایستاده ام!

 

البته ما پیشوند heran را نیز داریم که بد نیست در اینجا نیز به آن بپردازیم

 

heran به این سمت ، به این سو ، به اینجا

 

که پس از ترکیب شدن با افعال نه تنها معنی جدید به آنها می بخشد بلکه آنها را نیز یک فعل جداشدنی میکند ، برای مثال herankommen

herankommen نزدیک شدن ، کمی نزدیک تر به سمتی یا به اینجا شدن

 

sie kam langsam heran

او آهسته نزدیک میشد

 

endlich kamen die Ferien heran

بلاخره یا سرانجام تعطیلات نزدیک شدن یا فرا رسیدند

 

 

کاربرد این پیشوند ها در اصطلاحات

 

hin und wieder

گاه به گاه ، اغلب ، در بعضی موارد ، گاهاً

 

درست معنی شبیه به zuweilen

 

zuweilen

بعضی از مواقع ، گاه و بیگاه ، گاه گاهی

 

hin und wieder bekomme ich Kopfschmerzen

گاهاً من سر درد میگیرم

یعنی در بعضی از مواقع من دچار سر درد می شوم

 

zuweilen bekomme ich Kopfschmerzen

گاه و بیگاه دچار سر درد می شوم

 

zuweilen lese ich ein Buch

گاهاً من یک کتاب میخوانم

 

Hin und wieder lese ich ein Buch

گاهاً من یک کتاب میخوانم

 

گاه و بیگاه من در حال مطالعه یک کتابی هستم!

 

 

hin und her

به اینجا و به آنجا – به این سو و آن سو

در واقع درست هم معنی با zuweilen است

 

hin und her laufen

بدون هدفی به این سو و آن سو بدویم

 

اما توجه داشته باشیم اگر her به فعل laufen بچسبد یا ترکیب شود آنگاه جمله بالا معنی دیگر میدهد

 

hin und herlaufen

به آنجا ( مکان معینی ) دویدن و دوباره به همین مکانی که هستیم برگردیم

 

 

آموزش رایگان زبان آلمانی – مرتضی غلام نژاد

منبع : de.alemani.de