befreundet, begeistert, begierig, behilflich, bekannt

image_pdfنسخه PDF این درس را دانلود کن!image_printاین درس را چاپ کن!

 

سلام دوستان در درس سوم از سری دروس Adjektiv mit Präpositionen به صفت های زیر خواهیم پرداخت :

 

 

befreundet, begeistert, begierig, behilflich, bekannt

 

 

befreundet

دوست ، رفیق و یار بودن

 

mit + D

 

mit dem Präsidenten

با رئیس جمهورها دوست بودن

 

Mit jemandem befreundet sein

با کسی دوست بودن

 

و اگر بدون حرف اضافه در جمله بیاید :

 

Die beiden sind eng befreundet

 

اون دوتا خیلی چیک تو چیک هستند ، به طور خیلی نزدیکی با یکدیگر دوست و رفیق هستند

 

 

begeistert

هيجان زده ، محظوظ ، به وجد آمده

 

von + D

از چیزی به وجد آمدن

 

von der Stadt

از شهری به وجد آمدن

 

که این به وجد آمدن و هیجان زده شدن می تواند به خاطر بزرگی ، زیبایی و هر چیز دیگر آن شهر باشد.

 

Ich bin begeistert von ihrem Gesang

من از آواز ( خواندن ) او به وجد آمدم یا هیجان زده شدم

 

و اگر بودن حرف اضافه بیاید :

 

ein begeisterter Empfang

یک استقبال هیجانی و شورانگیز

 

 

begierig

حریصانه ، طمع کارانه ، مشتاقانه

 

nach + D

auf + A

 

در تفکر فارسی ما به چیزی مشتاق هستیم ، مثلا مشتاق به دانش هستیم اما در تفکر آلمانی ما به سمت چیزی با به جهت چیزی می توانیم مشتاق باشیم و همچنین می توانیم  به روی چیزی نیز مشتاق بشویم

 

begierig nach Wissen

حریص و مشتاق به دانش یا دانستن

 

اما اگر حرف اضافه auf به همراه این صفت بیاید ، آنگاه اینگونه تصور می شود که ما مشتاقانه منتظر اتفاقی هستیم

 

پس صفت begierig به همراه حرف اضافه nach بیاید ، به مفهوم این است که ما ، به چیزی یا به سمت چیزی مشتاق هستیم ، اما اگر همین صفت به همراه حرف اضافه auf بیاید ، آنگاه یعنی اینکه ما مشتاقانه منتظر اتفاقی هستیم

 

Wir sind begierig auf seinen Besuch

ما مشتاقانه منتظر دیدار یا ملاقات او هستیم

 

 

behilflich

یاری رسان ، دست گیر ، کسی که کمک دیگران میکند ، یاری دهنده

 

bei + D

 

همانطور که در تفکر فارسی ما کسی را در هنگام انجامی کاری کمک میکنیم یا به او یاری میرسانیم در تفکر آلمانی نیز به همین صورت است ، یعنی صفت behilflich به همراه حرف اضافه auf که در اینجا به مفهوم ( در هنگام  ِ ) است ، می آید.

 

bei den Hausaufgaben

در هنگام حل تکالیف مدرسه به کسی کمک و یاری رساندن ( کمک او کردن )

 

 

Ein behilflicher Nachbar beim Umzug sein

در هنگام اسباب کشی یک همسایه یاری رسان شدن

 

مثلا وقتی می بینیم که همسایه ما در حال اسباب کشی است ، برویم و کمک او کنیم و به او یاری برسانیم

 

این صفت معمولا به همراه فعل sein می آید.

 

behilflich sein

یاردهنده بودن ، کمک رسان بودن ، دست گیر بودن

 

?Darf ich Ihnen behilflich sein

اجازه دارم کمکتان کنم؟ اجازه دارم کمک رسانتان باشم؟

 

 

bekannt

مشهور ، معروف ، نام آشنا ، نام آور

 

für+ A / bei + D

 

در تفکر آلمانی ما می توانیم برای چیزی مشهور یا معروف باشیم و همچنین نزد کسی معروف و مشهور باشیم.

 

für das gute Essen

برای یا به خاطر آن غذای خوب معروف و مشهور بودن

 

مثلا ما یکبار در جایی غذای خوشمزه و خوبی را درست کرده ایم و از آن به بعد به خاطر آن غذای خوب معروف و مشهور یا شناخته شده هستیم ، اصلا به خاطر آن غذای خوب است که ما را می شناسند.

 

bei allen Lehrern

 

نزد تمام معلم ها معروف و مشهور یا شناخته شده بودن

 

مثلا انقدر که بچه شیطونی هستیم ، نزد ِ یا پیش ِ تمام معلم ها معروف و مشهور هستیم

 

 

Für das gute Essen bekannt werden

به خاطر آن غذای خوب مشهور و معروف شدن

 

Bei allen Lehrern bekannt werden

نزد ِ یا پیش ِ تمام معلم ها شناخته شده و معروف شدن

 

 

آموزش رایگان زبان آلمانی – مرتضی غلام نژاد

منبع : de.alemani.de

image_pdfنسخه PDF این درس را دانلود کن!image_printاین درس را چاپ کن!

دیدگاهی بنویس

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *