نگاهی به فعل klettern در زبان آلمانی

سلام دوستان

در این درس میخواهیم باهم نگاهی داشته باشیم به فعل klettern در زبان آلمانی

این فعل به معانی : از چیزی بالا رفتن است ، مانند : از درخت بالا رفتن یا از صخره بالا رفتن ، از کوه بالا رفتن و یا اینکه از طناب بالا رفتن

 

گذشته ساده : kletterten

گذشته کامل : sind geklettert

 

این فعل ذات Akkusativ دارد و می تواند با حروف های اضافه زیر در جملات ما مورد استفاده قرار بگیرد

auf, an, aus, in, über

 

نکته گرامری‌ : چنانچه در جمله هم فعل و هم حروف اضافه وجود داشت ، آنگاه اولویت اول با حرف اضافه است و اولویت بعدی فعل جمله است، خب این به چه معنی است؟ به این معنی است که مثلا حرف اضافه aus که یک حرف اضافه Dativ ساز است به همراه klettern که یک فعل Akkusativ است در جمله وجود داشته باشد ، آنگاه حرف تعریف یا آرتیکل اسم ما می بایستی به حالت اسمی Dativ برود ، چون اولویت اول همیشه با حرف اضافه است و حرف اضافه aus همانطور که گفتم یک حرف اضافه Dativ ساز است.

 

برای درک بیشتر ، لطفاً به مثال های زیر توجه کنید :

نکته : در مثال های زیر رنگ آبی به منظور Akkusativ و رنگ قرمز به معنی Dativ است

auf 

auf einen Baum klettern

تفکر آلمانی : به روی یک درخت بالا رفتن

تفکر فارسی‌ : از یک درخت بالا رفتن

 

اسم جمله ما Baum است که یک اسم مذکر است der Baum بنابراین در مثال بالا با توجه به حرف اضافه auf که خود یک حرف اضافه Akkusativ ساز است ، آرتیکل اسم جمله ما به حالت اسمی Akkusativ میرود.

 

Ich klettere auf den Baum und pflücke die Äpfel

من از آن ردخت بالا میروم و سیب ها را می چینم.

 

über

über den Zaun klettern

تقکر آلمانی : بالای یا روی یک نرده به سمت بالا رفتن

تفکر فارسی : از روی یک نرده یا حصار بالا رفتن

 

in -> یک نکته گرامری بسیار مهم دارد.

چنانچه حروف اضافه متغییر داشته باشیم مانند in که هم می تواند Akkusativ ساز و هم Dativ ساز باشد ، آنگاه اولویت اول آنرا فراموش میکنیم و به فعل جمله رجوع میکنیم ، پس از آنجایی که فعل جمله ما klettern یک فعل Akkusativ است ، بنابراین حرف اضافه in نیز در نقش یک حرف اضافه Akkusativ ساز در جمله ما ایفای نقش میکند.

 

in das Auto klettern

تقریباً به معنی سوار آن ماشین شدن است

همانند اتوبوس که از پله های آن نه تنها بالا میرویم بلکه به درون آن نیز وارد می شویم

 

aus

aus dem Bett klettern

از آن تخت بالا رفتن

مثلا : تخت ِ دو طبقه داریم و می خواهیم از آن بالا برویم یا اینکه به سمت پایین بیاییم.

 

و آخرین حرف اضافه ما an است

نکته مهم : چنانچه این فعل به همراه an بیاید ، آنگاه آرتیکل یا اسم جمله حذف می شود و این یک استثناء می باشد

 

an Deck klettern

از عرشه کشتی بالا رفتن

 

چند مثال دیگر و پایان این درس :

 

Ich klettre auf eine Palme

من از یک نخل بالا میروم

 

Ich kletterte also nach unten

پس من به سمت پایین رفتم

 

توجه داشته باشید ، درست است که nach یک حرف اضافه است اما در مثال بالا در واقع به طور مستقیم با فعل و یا اسم جمله در ارتباط نیست و به همراه unten یک اصطلاح را ساخته اند.

nach unten به سمت پایین

nach oben به سمت بالا

nach links به سمت چپ

nach rechts به سمت راست

 

نکته : این فعل در بیشتر موارد با حرف اضافه auf مورد استفاده قرار میگیرد

 

Er ist auf den Berg geklettert

او از آن کوه بالا رفت

به طور ساده تر اینکه اون کوه نوردی کرده و از آن کوه بالا رفته است

 

و آخرین مثال این درس ، چنانچه به تنهایی و بدون هیچ حرف اضافه در جمله مورد استفاده قرار بگیرد

 

Die Preise sind wieder geklettert

قیمت ها دوباره بالا رفته اند

 

که متاسفانه در ایران این اتفاق هر روز داره پیش میاد 🙁

 

 

چنانچه شما نیز در ارتباط با این درس ، مثال ، سوال یا توضیحاتی دارید ، می توانید آنرا در بخش نظرات همین درس درج کنید.

 


 

آموزش رایگان زبان آلمانی – مرتضی غلام نژاد

منبع : de.alemani.de




ändern, verändern, abändern به فارسی

 

سلام دوستان،

در این درس می خواهیم با هم به ändern و پیشوندهای آن بپردازیم

قبل از هر چیز اجازه بدهید که فعل ändern را به فارسی ترجمه کنیم

این فعل می تواند به فارسی دارای معانی زیر باشد :

متغیر ساختن ، عوض کردن ، متمایز نمودن ، دگرگون ساختن ، عوض کردن ، متفاوت شدن ، تغییر یافتن

 

این فعل بسیار فعل مهم و کاربردی است که هم می تواند انعکاسی باشد و هم اینکه یک فعل ساده ، اجازه بدید که گذشته ساده و کامل آن نیز بپردازیم

 

گذشته ساده : änderten

گذشته کامل : haben geändert

 

یکی از روش های که من همواره در این سایت سعی کرده ام مورد استفاده قرار بدهم ، روش گام به گام و ساده کردن یک موضوع دشوار است ، برای مثال در ابتدا آمدم معنی فعل را به فارسی نوشتم ، سپس اشاره ای به گذشته ساده و گذشته کامل آن کرده ام ، چنانچه شما مباحت گرامری سایت را مطالعه کرده باشید با دانستن همین گذشته ساده و کامل دیگر می توانید آن فعل را در هر زمانی صرف کنید.

 

قدم بعدی یا گام بعدی ما باید اینگونه باشد ( چنانچه مبحثی که داریم یاد میگیریم یک فعل باشد ) : از خودمان می پرسیم که آیا این فعل می تواند با حروف اضافه نیز بیاید؟ و اگر جواب مثبت است با چه حروف اضافه ای!؟

 

خب دوستان فعل ändern به طور مستقیم با هیچ حروف اضافه ای در ارتباط نیست ، اما به طور غیر مستقیم می تواند با حرف اضافه zu و in, mit در جملات مورد استفاده قرار بگیرد.

برای درک بیشتر و ساده تر کردن موضوع درست همانند فارسی که ما می توانیم چیزی را به ( zu ) چیز دیگری تغییر بدهیم.

در تفکر فارسی ما از mit نیز استفاده میکنیم یعنی ما چیزی را با ( mit ) چیز دیگری تغییر میدهیم

اما توجه داشته باشیم جدا از اینها در تفکر آلمانی ما می توانیم چیزی را در ( in ) چیز دیگری تبدیل کنیم یا تغییر بدهیم.

 

نکته گرامری : in در این جا یک حرف اضافه Akkusativ است به این دلیل که فعل ändern ذات Akkusativ دارد اما mit و zu حروف اضافه Dativ ساز است.

نکته گرامری : اگر چه فعل جمله ما Akkusativ ساز است اما اولویت با حروف اضافه در جمله است!

نکته گرامری : درست است که اولویت با حروف اضافه است و اگر در جمله حروف اضافه داشته باشیم بر اساس آن اسم بعد جمله به حالت های اسمی Akkusativ , Dativ یا Genitiv میرود. ولی خب باید این نکته را در نظر بگیریم که این مبحث اولویت تنها برای حروف اضافه متغییر است نه حروف اضافه ثابت ، در واقع mit, zu حروف اضافه ای هستند که همواره Dativ ساز هستند اما حرف اضافه in اینگونه نیست و با توجه به فعل جمله تصمیم گرفته می شود اسم به Akkusativ برود یا Dativ درست همانند مثال زیر که آنرا به روی اینستاگرام نیز قرار داده ام

Seinen Namen in einen anderen Namen ändern

نام اش ( نام را )‌ به یک نام دیگر تغییر دادن

پس از آنجایی که حرف اضافه ما in یک حرف اضافه متغییر بود یعنی هم می تواند Dativ و هم Akkusativ باشد ، بنابراین ما به فعل جمله رجوع میکنیم که ändern یک فعل Akkusativ ساز است

از کجا بفهمیم که این فعل Akkusativ ساز است؟ خیلی ساده است چون در تفکر آلمانی همانند تفکر فارسی ، ما همواره چیزی را ( به دلیل وجود را ) تغییر میدهیم یا دگرگون میکنیم.

 

اما جمله بالا را ما می توانیم با حرف اضافه zu نیز بیان کنیم

Seinen Namen zu einem anderen Namen ändern

نام اش ( نام را )‌ به یک نام دیگر تغییر دادن

 

این درس را از صفحه اینستاگرام من نیز دنبال کنید:

View this post on Instagram

Die Lösung wird heute Nachmittag eingefügt 😊 . . #مرتضی_غلام_نژاد #deutsch_als_fremdsprache #deutschland #deutsch #germany #german #آلمان #آلمانی #آموزش_زبان #آموزش_آلمانی #آموزش_زبان_آلمانی #de_alemani_de #morteza_gholamnezhad

A post shared by de.alemani.de (@de.alemani.de) on

 

اما بریم سر وقت تفاوت های میان این فعل و پیشوندهایش

 

هرگاه بخواهیم چیزی همانند یک پالتو ، تی شرت ، یک نوشته ، یک نظر ، یک عقیده را تغییر بدهیم به سر وقت ändern میرویم.

برای درک بیشتر به مثال های زیر توجه کنید :

 

einen Mantel ändern

یک پالتو را عوض کردن یا تغییر دادن

توجه داشته باشید که ما در اینجا از تن پالتو را در می آوریم و یک پالتوی دیگر به تن میکنیم ، این موضوع را گفتم که با tauschen و پیشوندهای آن اشتباه نگیرید ، در درس گذشته گفتم که منظور تعویض و مبادله کردن است یعنی برویم فروشگاه آنرا پس بدهیم و یکی دیگه بگیریم اما در اینجا ändern این معنی را نمیدهد و منظور از تن خارج کردن و چیز دیگری به تن کردن است

 

درس قبلی را می توانید از اینجا مطالعه کنید (‌ کلیک کنید )

 

einen Text ändern

یک نوشته یا متن را تغییر دادن

مثلا یک کلمه از یک متن را تغییر بدهیم یا اینکه یک جمله از یک متن را تغییر بدهیم.

 

seine Meinung ändern

نظر یا عقیده را ( نظر یا عقیده اش را ) تغییر دادن

 

seine Ansicht ändern

قیافه یا چهره اش را تغییر دادن

 

در اصطلاحات :

alte Menschen kann man nicht mehr ändern

آدم های قدیمی را آدم نمی تواند تغییر بدهد

که منظور اعتقاد ، باورها و عادات آنهاست

 

اما همین فعل در حالت انعکاسی یا Reflexiv

 

sich ändern

خود را تغییر دادن

که این تغییر حال می تواند از نظر کلی باشد خود را دگرگون کنیم و اعتقاد و باور و همه چیز را تغییر بدهیم یا اینکه سر و وضع خودمان را به کلی دگرگون کنیم

البته این موضوع تنها در مورد ما نیست بلکه هر چیزی حتی آب و هوا نیز می تواند رفتارش را تغییر بدهد 🙂

 

Das Wetter ändert sich

آب و هوا داره تغییر میکنه

مثلا هوا گرمه داره تغییر میکنه و سرد میشه

 

Du hast dich sehr geändert

تفکر آلمانی : تو خیلی خودت را تغییر داده ای

تفکر فارسی :‌تو خیلی تغییر کردی یا اینکه تو خیلی عوض شدی و دیگر آن آدم سابق نیستی

 

اما اسامی همانند die Zeit , Redaktion , Situation نیز به همراه این فعل می توانند بیایند که به معانی زیر هستند

Zeit زمان مثلا زمان خودش را تغییر داده است -> از قدیم به جدید تغییر کرده است

Situation  جایگاه یا موقعیتی تغییر داده شود یا تغییر کند

Redaktion یک رونوشت یا متن از قبل نوشته شده و آماده چاپ را تغییر دادن

 

اما verändern ، توجه داشته باشید که این فعل بسیار بسیار نزدیک به ändern است و در ۹۹ درصد می توان به جای یکدیگر مورد استفاده قرار بگیرند. اما من احساس میکنم که verändern برای دگرگونی های گسترده مورد استفاده قرار میگیرد ، یعنی ما خودمان که بخشی از یک کل هستیم ، اگر بخواهیم خودمان را تغییر بدهیم از ändern استفاده میکنیم ولی اگر بخواهیم کل را تغییر بدهیم verändern را بکار می بریم برای درک بیشتر ، مثلا اگر بخواهیم جهان را تغییر بدهیم از verändern استفاده میکنیم چون یک کل است ، اما چرا میشود در 99 درصد به جای یکدیگر استفاده کرد ، چون اگر خیلی کلی تر نیز به موضوع نگاه کنیم خود این جهان بخشی از یک کل است. واقعا برای یادگیری زبان آلمانی باید این نکات را دانست؟ بله باید دانست چون این زبان همانند مردمانش بسیار پیچیده است و این نکته را نیز توجه داشته باشید که یک آلمانی هرگز چیزی را سطحی نگاه نمیکند! همیشه در پشت هر مبحث گرامری یک داستان پیچیده ای خوابیده است 🙂

 

Sie will die Welt verändern

اون میخواهد دنیا را تغییر بدهد یا جهان را دگرگون کند

 

der Bart verändert ihn stark

ریش چهره ی او را خیلی زیاد تغییر میدهد

در اینجا باید ریش را یک مجموعه یا یک کل در نظر بگیریم و حال می خواهیم یک کل را تغییر بدهیم

اما خب همین ریش خودش اش بخشی از صورت یا چهره ما نیز هست بنابراین می توانیم از ändern نیز استفاده کنیم اما بهتر است که از verändern استفاده شود

 

dieses Erlebnis hat sein Leben verändert

این اتفاق یا حادثه زندگی او را (‌ به طور کلی ) تغییر داد یا دگرگون ساخت

می توانیم جمله بالا را اینگونه نیز بیان کنیم

dieses Erlebnis hat ihn verändert

این اتفاق یا حادثه او را (‌ به طور کلی ) تغییر داد یا دگرگونش کرد

 

اما در حالت انعکاسی :

seine Miene veränderte sich schlagartig

به طور ناگهانی یا خیلی سریع قیافه او تغییر کرد

مثلا در یک فیلم یک انسان قیافه اش سریع تغییر کند و شبیه یک هیولا شود

 

در اصطلاح :

er will sich verändern

او می خواهد ( منظور از نظر شغلی یا beruflich ) تغییر بدهد

او میخواهد شغلش یا کارش رو تغییر بده

 

اما فعل آخری که در این درس میخواهیم یاد بگیریم فعل abändern می باشد

 

در واقع پیشوند ab به اون فعل یا عمل یک مفهوم کاستن و کم کردن را نیز میدهد همانطور که zu به آن فعل یا عمل یک مفهوم اضافه کردن را می بخشد.

برای درک بیشتر به مثال های و توضیحات زیر توجه کنید

 

das Testament abändern

یک وصیت نامه را تغییر دادن

این تغییر دادن به این مفهوم است که ما یک بخشی از اون وصیت نامه را به کل خارج کنیم و در بخش های دیگر اون نیز یک تغییراتی به وجود بیاوریم.

مثلا شخصی وصیت کرده است که تمام دارای اش بین پسران و دختران به طور تساوی تقسیم شود ، اما پسر ها تصمیم میگیرند که نام دختران را از آن وصیت نامه خارج کنند و این جمله را به طور دیگری تغییر بدهند ، برای مثال : تمام دارای هایم بین پسرانم به طور تساوی تقسیم شود.

 

پس نه تنها آن جمله را تغییر داده اند بلکه چیزی از آن نیز کاسته اند یا کم کرده اند

 

این موضوع می تواند برای یک درخواست نیز اتفاق بیافتد

den Antrag abändern

آن درخواست را تغییر دادن

نه تنها تغییر میدهیم بلکه یک بخش هایی یا یک کلماتی را نیز از آن خارج میکنیم.

 

اما در حالت انعکاسی :

die Farben der Blüten ändern stark ab

رنگ خون ها به سرعت و خیلی زود تغییر میکنند

 

چرا از abändern استفاده کرده ایم؟

برای اینکه خون روان به طور کلی از حالتی به حالت دیگر تبدیل می شود که حال بر اساس تابش خورشید یا هر دلیل دیگری مقدار آن از حالت روان آن کمتر شده است

 

چنانچه شما نیز در ارتباط با این درس مثال ، سوال ، پیشنهاد یا انتقادی دارید ، می توانید آنرا در بخش نظرات همین درس درج کنید.

 

موفق باشید.

 


آموزش رایگان زبان آلمانی – مرتضی غلام نژاد

منبع : de.alemani.de


 

این جمله را در انتهایی این درس همیشه به خاطر بسپارید‌:

Wie wir unser Leben komplett verändern, wenn wir nur eine Gewohnheit ändern

چگونه ما ( می توانیم ) به طور اساسی و کلی زندگیمان را تغییر دهیم، هرگاه یا هروقت ما فقط یک عادت را تغییر بدهیم.

 

چند وقت پیش در حال مطالعه کتاب : قدرت عادت بودم که دقیقا در این کتاب به این مبحث پرداخته است که ما چگونه می توانیم با تغییر دادن عادت هایمان به موفقیت برسیم ، پیشنهاد میکنم که این کتاب را حتما تهیه کرده و مطالعه کنید.

قدرت عادت

نویسنده : چارلز دوهیگ

 

 




tauschen, umtauschen, austauschen, eintauschen

 

 

سلام دوستان

در این درس می خواهیم با هم به فعل tauschen و پیشوندهای آن بپردازیم.

 

همانطور که میدانید در تفکر و زبان آلمانی هر فعل کار و عمل مربوط به خودش را دارد و ما می بایستی در هنگام صحبت کردن به آلمانی حتما از همان فعل مربوط به خودش استفاده کنیم تا کاملا درک شویم.

 

اما قبل از هر چیز اجازه بدهید خود فعل tauschen را مورد بررسی قرار بدهیم

این فعل به معانی : معاوضه کردن ، مبادله کردن ، داد و ستد کالا ، جای کسی بودن

حرف اضافه هم به همراه این فعل میاد؟ بله که میاد ، مثلا gegen

چرا gegen میاد؟ چون در تفکر آلمانی ما همواره چیزی را در برابر یا در مقابل ( gegen ) چیز دیگر می توانیم  tauschen کنیم

 

بازهم حرف اضافه ای هست که به همراه این فعل بیاد؟ بلکه که هست ، مثلا mit

چرا mit میاد؟ چون در تفکر آلمانی ما همواره می توانیم چیزی را با کسی ( mit ) معاوضه کنیم

 

آقا اصلا همه اینها به کنار این فعل wechseln پس دیگه چی میگه؟

wechseln به معانی : تغییر دادن ، دگرگون کردن ، تعویض کردن ، عوض شدن و تغییر کردن است اما tauschen یعنی مبادله کردن ، این دقیقاً همان موضوع مهم تفاوت تفکرهای فارسی و آلمانی است که در ابتدای درس و روی اینستاگرام سایت نیز بیان کردم.

 

پس ما اینجا داریم در مورد مبادله کردن صحبت میکنیم.

 

گذشته ساده این فعل : tauschten

گذشته کامل این فعل :  haben getauscht

 

خب اجازه بدید برای درک فعل tauschen چندتا مثال هم بزنیم :

 

etwas gegen etwas tauschen

چیزی را در مقابله یا دربرابر چیز دیگر مبادله کردن

معادل فارسی‌: تاخت زدن

یعنی ما جنسی را با جنس دیگر مبادله می کنیم یا اینکه آنرا تعویض یا تبدیل میکنیم ، مثلا من گوشی موبایلم را با یک لپ تاپ تاخت میزنم

 

پس یک چیزی میدهیم یک چیز دیگر میگیریم ، مبادله ی شبیه به مبادله کالا به کالا که در زمان های قدیم رایج بود

 

Sie hat das Zimmer mit ihm getauscht

او ( مونث ) آن اتاق را با او ( مذکر ) مبادله کرد

 

یعنی اتاق هاشون رو باهم تاخت زدن ، یک چیزی داد یک چیز دیگر گرفت ، در اینجا ما می توانیم از wechseln نیز استفاده کنیم که در بالا به آن اشاره کردم

 

اما کاربرد اصطلاحی :

Ich möchte mit ihm nicht tauschen

در تفکر آلمانی : من دلم نمیخواهد با اون مبادله شوم

که در اینجا منظور این است که از نظر کاری و موقعیتی به جای اون باشم.

Ich möchte nicht an seiner Stelle sein

دلم نمیخواهد که در جایی اون یا سمت اون باشم

 

پس تا اینجایی درس به خوبی با tauschen آشنا شدیم.

 

اولین پیشوندی که قصد دارم به اون اشاره کنم aus است

austauschen از نظر مفهومی همان معانی مبادلکه کردن و رد و بدل کردن را میدهد با این توضیح که ما چیزی را از درون چیز دیگری خارج کنیم یا به بیرون بکشیم و آنرا مبادله یا ( تعویض ) کنیم.

برای درک بهتر : یک قطعه کامپیوتر را از درون کیس کامپیوتر باز کنیم ( در بیاوریم یا خارج کنیم )‌ سپس چیز دیگری را به جای آن قرار بدهیم ، یا اینکه بخواهیم صفحه شکسته گوشیمان را ( تعویض ) کنیم

نکته : این فعل می تواند Reflexiv یا انعکاسی نیز باشد که در ادامه به آن نیز می پردازم.

 

لطفاً به مثال های زیر توجه کنید :

den Motor austauschen

آن موتور را ( موتور ماشین مثلا ) مبادله یا تعویض کردن

ولی خب یک مفهوم دیگری نیز به همراه دارد ، ما برویم موتور ماشین را از داخل ماشین بکشیم بیرون و به جاش یک موتور جدید جایگزین کنیم ، به زبان ساده تر ما موتور جدید را با آن موتور قدیم مبادله کرده ایم با این توضیح که  از درون جایی چیزی خارج شده است و به جایش چیز دیگری قرار داده شده است

 

یک مثال خیلی ساده تر و قابل درک تر

einen verletzten Spieler gegen einen anderen austauschen

تفکر آلمانی : یک بازیکن مصدوم را درمقابل یک بازیگن دیگر مبادله کردن

تفکر فارسی‌:  یک بازیکن مصدوم را از زمین خارج کردن و به جای آن یک بازیکن دیگر را جایگزین کردن

پس در تفکر آلمانی ما آن بازیکن جدید رو با یک بازیکن مصدوم مبادله کردیم با این توضیح که قبلی را از زمین ( جا یا مکانی‌) به بیرون کشیدیم و سپس بازیکن جدید را در جا ( محل و جایی قبلی ) نشاندیم یا قرار دادیم.

 

نکته : حروف اضافه gegen و mit به همراه فعل austauschen نیز در جملات مورد استفاده قرار میگیرند.

 

اما این فعل در حالت انعکاسی :

sich mit jemandem austauschen

خودمان را با کسی مبادله کردن

هم می تواند به این مفهوم باشد که خودمان را جای کسی قرار دادن -> از نظر احساسی و درک کردن -> در فارسی میگیم : خودت رو جایی من بذار اونوقت قضاوت کن

اما مفهوم دیگر می توانید اینگونه باشد که مثلاً ما از نظر کاری و دانش آدم حرفه ای تری هستیم و این حرفه ای بودن ما به رئیس ما نیز ثابت شود ، یعنی ما مجاب کردیم که رئیس مان ما را به جایی شخص دیگری قرار بدهد ، به عبارت دیگر : شخص قبلی را از آن پست خارج کردن و ما خودمان را به جایی آن بنشانیم که در تفکر آلمانی : خودمان را با کسی مبادله کنیم

 

یک مثال دیگر :

Sie tauschten die Telefonnummer aus

آنها شماره تلفن هایشان را مبادله کردند

با این توضیح که گوشی هایشان را در آوردند و شماره ها را درونش وارد کردن یا اینکه دفترچه تلفن شان را در آوردن و شماره هایشان را درون آن یادداشت کردند

 

 

پیشوند بعدی که می خواهیم به آن بپردازیم um است

در دروس گذشته پیشوند um را مورد بررسی قرار داده بودیم و خلاصه آن درس این بود که ما چیزی را به شکل و روش دیگری انجام بدهیم یا به گونه ای دیگری آن کار را انجام دادن

 

کامل درس نگاهی به پیشوند um در زبان آلمانی را از اینجا مطالعه کنید

 

اما umtauschen به این مفهوم است چیزی را بدهیم و به شکل دیگر یا نوع دیگرش را دریافت کنیم ، همانند درس اینستاگرام :

View this post on Instagram

Die Lösung wird heute Nachmittag eingefügt 😊 . . #مرتضی_غلام_نژاد #deutsch_als_fremdsprache #deutschland #deutsch #germany #german #آلمان #آلمانی #آموزش_زبان #آموزش_آلمانی #آموزش_زبان_آلمانی #de_alemani_de #morteza_gholamnezhad

A post shared by de.alemani.de (@de.alemani.de) on

 

Wenn man in diesem Geschäft etwas umtauschen will, bekommt man nur einen Gutschein, aber nicht sein Geld zurück

اگر آدم در این فروشگاه چیزی را بخواهد تعویض کند ، آدم فقط یک برگ اعتباری ( کوپن ) دریافت میکند ولی پولش را نه

یعنی اینکه ما اگر بخواهیم چیزی را ( مثلا جنسی را ) مبادله کنیم ( تعویض کنیم ) و یک شکل و مدل دیگر اش را دریافت کنیم ( مثلاً تی شرت سایز S را خردیم به ما تنگ است و می خواهیم با M آنرا umtauschen کنیم ) یعنی یک جنسی را بدهیم و به شکل یا یک روش دیگر را دریافت کنیم.

 

بنابراین هرگاه بخواهیم چیزی را بدهیم و یک چیز دیگری را دریافت کنیم که مثل آن نباشد ( حال اندازه ، رنگ ، مدل و …. ) آنگاه از فعل umtauschen استفاده میکنیم.

 

چند مثال برای درک بیشتر :

Seine Weihnachtsgeschenke umtauschen

کادو های کریسمس را مبادله کردن

با این توضیح که مثلا پدرمان به مناسبت عید یک موبایل به من و یک لپ تاپ به برادرم هدیه میدهد و من بروم با برادرم صحبت کنم تا کادوهایمان را باهم مبادله کنیم ، یعنی در اینجا من یک چیزی را میدهم و یک چیز دیگر (‌ مدل ، سایز ، رنگ و یا به کل یک کالای دیگری را )‌ دریافت میکنم.

 

etwas gegen etwas umtauschen

یک چیزی بدهم و یک چیز دیگر ( که از نظر مدل ، ساز ، رنگ و یا به کل شکل ظاهری ) را دریافت کنم

 

Vor der Reise Geld umtauschen

قبل از یا پیش از سفر پول خود را مبادله کردن

یعنی تومان میدهیم و یک شکل دیگر از آن یعنی یورو را دریافت میکنیم ، در فارسی خیلی ها اصطلاح change کردن را بکار میبرند اما من دوست دارم همان مبادله کردن را بکار ببرم

 

نکته : umtauschen برای عوض کردن یا تعویض کردن لباس و پوشاک نیز مورد استفاده قرار میگیرد

 

پیشوند آخری که می خواهم به آن بپردازم ein هست

eintauschen مبادله کردن چیزی که مقابل چیز دیگری که یک قرارداد یا یک عمل مرسوم است ، مثلا در حال حاضر و دنیایی امروزی ما یک مرغ را با یک گوسفند مبادله نمیکنیم ولی یک چک را میرویم نقد میکنیم یعنی یک برگه اعتباری را میدهیم و در مقابل آن پولی به اندازه همان اعتبار میگیریم.

 

پس هر مبادله بین دو چیزی که رایج است ، مثلا کوپن ( برگه اعتباری )‌ بدهیم و به جایی آن پول یا جنسی به اندازه ارزش و اعتبار آن کوپن دریافت کنیم.

etwas gegen etwas eintauschen

چیزی را در مقابل چیز دیگر مبادله کردن

 

مثلا در زمان جنگ جهانی دوم مردم سیگار را با نان مبادله میکردند اما امروزه یک کار خنده دار و مسخره است

 

Zigaretten gegen Brot eintauschen

سیگار را در مقابل نان مبادله کردن

سیگار بدهیم و نان دریافت کنیم -> دو جنس یا کالای که زمانی مبادله می شده است اما همانطور که گفتم امروزه خیر

 

معمولا eintauschen امروزه به همراه Gutschein مورد استفاده قرار میگیرد ، یعنی ما کارت هدیه (‌ کوپن یا کارت اعتباری ) داریم و میرویم فروشگاه جنس میگیریم و آنرا به جایی پول میدهیم.

 

چنانچه شما نیز در ارتباط با این درس سوال ، مثال یا انقادی دارید ، آنرا در بخش نظرات همین درس درج کنید.

 

موفق باشید.

 


آموزش رایگان زبان آلمانی : مرتضی غلام نژاد

منبع : de.alemani.de


 




beim Friseur اصطلاحات آلمانی در آرایشگاه

 

سلام دوستان

در این درس می خواهیم با هم به اصطلاحات مهم در آرایشگاه یا به عبارت دیگر در حال آرایشگری ؛ در هنگام آرایشگری

 

آرایشگر مرد ؛ آقای آرایشگر der Friseur

خانم آرایشگر ؛ آرایشگر خانم die Friseurin

Alternative Schreibung: Frisörin جایگزین نوشتاری : Frisörin اما همانند بالا Friseurin نیز نوشته میشود

 

ما برای درک بیشتر فرض میگیریم که من هم اینک می خواهم به یک آرایشگاه بروم و شروع کنم به صحبت کردن

Situation : Morteza geht zum Friseur. Er möchte seine Haare schneiden lassen

موقعیت : مرتضی دارد به آرایشگاه میرود. او میخواهد موهایش را کوتاه کند

 

چند نکته گرامری :

ما همواره zu ( به ) آرایشگاه میرویم و از آنجایی که این حرف اضافه یعنی zu یک حرف اضافه Dativ ساز است ؛ بنابراین میشود zum Friseur

در تفکر آلمانی ما همواره میگذاریم یا اجازه میدهیم موهایمان را کوتاه کنند پس دو فعل schneiden lassen می بایستی با هم بیایند.

فعل schneiden lassen یک فعل Akkusativ ساز است یعنی درست همانند فارسی ما چیزی را کوتاه میکنیم!

 

Ort : im Friseursalon

مکان : سالن آرایشگری یا سالن آرایشگاه

 

در مکالمات زیر شخصیت یا مکالمات من با رنگ آبی مشخص شده است

 

Hallo, ich bin Bahram, Ihr Friseur. Setzen Sie sich bitte hin

سلام ؛ من بهرام هستم ؛ آرایشگرتان یا آرایشگر شما. لطفاٌ بفرمایید بنشینید.

 

نکات گرامری : فعل hinsetzen یک فعل جداشدنی است -> از طرف گوینده به سمت مکان یا محلی برای نشستن ؛ ما در فارسی معمولا میگویم بگیر اونجا بشین و مودبانه اش بفرمایید اینجا یا آنجا ( خلاصه یک مکان مشخص ) بنشینید.

در تفکر آلمانی ما همواره خودمان را مجاب میکنید در جایی یا مکانی بنشینیم ؛ این بدین معنی است که این فعل Reflexiv یا انعکاسی است sich hinsetzen

ما در دروس گذشته setzen, sitzen را داشتیم که به تفاوت های آنها پرداختیم ؛ پیشنهاد میکنم این درس مهم را از بخش زیر مطالعه کنید

 

 

چنانچه درس بالا را مطالعه کرده باشید ؛ پی میبرید که setzen یک فعل Akkusativ است یعنی ذاتش کلاٌ Akkusativ است پس hinsetzen نیز به همین صورت است.

خب اینها چه کمکی میکنه به ما؟ این کمک را میکنه که ما میدونیم به جایی sich در صورت اینکه بخواهیم به ضمایر دیگر اشاره کنیم ؛ باید ضمیر مربوط را برویم از حالت Akkusativ اش بیاریم. مثال برای درک بیشتر :

Ich setze mich hin

تفکر آلمانی : من خودم را مجاب میکنم (در آنجا یا مکان مشخص) بنشانم

تفکر فارسی : من دارم آنجا یا اونجا می نشینم یا خودم را مینشانم

 

برای ضمیر تو نیز به این صورت است

Du setzt dich hin

 

پس با توضیحات گفته شده فهمیدیم که نباید بگیم ich setze mir hin چون کاملا غلط است 🙂

 

این روشی که در این درس ما بکار میبرم ؛ یعنی نکات مهم هر جمله را از نظر ساختار و دستور زبانی مورد بررسی قرار میدم و نه تنها مفهوم یک فعل یا جمله را در معادل فارسی آن یاد میگیرم بلکه با کاربردها و نکات دستور زبانی اونم آشنا میشم ؛ این کار به ما کمک میکنه که پس از یادگیری مثلا هزار لغت ؛ آنگاه پی می برید که چقدر خوب آلمانی صحبت میکنید و چقدر هم خوب فهمیده می شوید و شما نیز دیگران را میفهمید.

 

و اما ادامه درس

 

آقای آرایشگر گفت:

Hallo, ich bin Bahram, Ihr Friseur. Setzen Sie sich bitte hin

سلام اسم من بهرام است ؛ آرایشگر شما ؛  بفرماید آنجا بنشینید

 

Hallo, danke schön

سلام ؛ خیلی متشکرم یا خیلی ممنون

 

?Sollen wir erstmal die Harre waschen

می بایستی قبل از هر چیزی موها را بشوریم؟

 

Ja, das wäre gut. Meine Haare sind voller Gel

بله ؛ این خیلی خوب میشه. موهای من پر از ژل هستند

 

اصطلاح das wäre gut در واقعه wäre همان sein است در صرف سوم شخص مفرد اما در Konjunktiv 2

در تفکر آلمانی » چون قرار است یک اتفاق در آینده پیش بیاید و ما هنوز از نتیجه مثبت یا منفی بودن آن خبر نداریم پس این اصطلاح در Konjuktiv 2 گفته میشود

در فارسی گفته میشه : خیلی خوب میشه ها ؛ چه خوب میشه ها اگر موهام را بشورید.

 

برای درک این مبحث مهم گرامری یعنی Konjunktiv 2 پیشنهاد میکنم سه درس زیر را مطالعه کنید:

 

جملات آرزویی ( کلیک کنید )

زمان Konjunktiv 2 چیست؟ ( کلیک کنید )

نگاهی دقیق تر به Konjunktiv 2 ( کلیک کنید )

 

Dann kommen Sie bitte hier zum Waschbecken

پس بیایید به ( به سمت یا سوی جا و مکانی ) سرشویی یا همان روشویی که در آرایشگاه هاست و سرمان را میشورند ، نمیدونم چرا ماها در فارسی به اونجا هم میگیم دستشویی »:

خب من میروم به سمت روشویی تا سرم را بشورد ؛ آقای آرایشگر میپرسه

?Passt Ihnen die Wassertemperatur

این دما یا حرارت آب مناسب شما هست؟

 

Ja, danke. So ist es angenehm

بله ؛ مرسی ؛ اینجوری مطبوع یا راحت و خوشایند است.

 

Gut, dann werden wir auch den Kopf ein bisschen massieren. So ist es besser

خیلی هم خوب ( خب ) پس ما آن سر را ( کله ) را یه کمی ماساژ یا مالش میدهیم.

 

پس از اینکه آقای آرایشگر موهای منرا شست ؛ حال سوال بعدی اینگونه است :

 

?Wie soll ich denn schneiden

چه جوری می بایستی کوتاه کنم؟

 

denn در این جمله ؛ به عنوان یک واژه تاکیدی مورد کاربرد قرار گرفته است

برای درک واژگان تاکیدی پیشنهاد میکنم بخش زیر را مطالعه کنید:

 

 

خب حالا من باید قشنگ توضیح بدم که موهام رو چه جوری دوست دارم کوتاه کنه

 

Auf dem Kopf möglichst kurz, gerne so zwei Zentimeter. Die Seiten bitte trotzdem nicht radikal abrasieren, das macht mein Gesicht zu schmal

به روی سرم ( کاسه سر ) هر چه کوتاه تر بهتر ( تا جایی امکان کوتاه ) ؛ تمایل یا میل درونی من حدود دو سانتیمتر است. با این وجود کنارهاش خواهشا خیلی یا بیش از اندازه کوتاه نشوند. این چهره ام را خیلی لاغر میکند.

 

پس من به آقای آرایشگر گفتم که میخواهم موهام کوتاه بشه حدود 2 سانتیمتر ولی با این وجود که کوتاه است ؛ کنارهاش یا دور موهام خیلی کوتاه نشه چون این کوتاهی باعث میشه که چهره ام یا صورتم لاغر به نظر برسد.

 

?Machen wir! Möchten Sie was zu trinken haben

انجامیش میدیم ( چشم به روی چشم ) دلتان میخواهد چیزی برای نوشیدن داشته باشید؟

 

Wasser wäre gut, danke

آب باشه که خیلی خوب میشه ، مرسی

 

Nach einer Weile

کمی بعد تر …

 

?Wie gefällt es Ihnnen

خوشتون میاد؟

 

Ganz gut, ich bin zufrieden. Ich möchte aber auch meinen Bart rasiert bekommen

کاملا خوب و عالیه. من خیلی راضی ام. ولی من دلم میخواهد ریش هام هم بزنم

 

?Kein Probelm. Soll ich ihn nass oder trocken rasieren

مشکلی نیست. می بایستی من آنرا خیس ( با کف ) یا اینکه ( خشک ) اصطلاح کنم؟ ( کوتاه کنم )

 

Ich möchte eine Nassrasur

من دلم میخواهد کف زده بشه و بعد اصلاح بشه

 

Haben Sie einen guten Rasierschaum? Ich habe etwas sensible Haut

شما یک خمیر ریش یا کف ریش تراشی خوب دارید؟ پوست من یه مقدار حساس است

 

Natürlich. Wir haben etwas für jeden Hauttyp

البته ( معلوم است که داریم ) ما برای هر مدل پوستی ( چیزی مخصوص ) داریم

 

Fertig تمام شد

 

Danke sehr

بسیار ممنونم

 

Das sind dann für waschen, schneiden und rasieren zusammen 20 Euro

خب اینها برای شستن ؛ کوتاه کردن و اصطلاح صورت ( ریش و سیبیل ) میشود 20 یورو

 

پول را میدم و بعد هم خداحافظی میکنم

 

Auf Wiedersehen

خدانگهدار

 

اما دیگر اصطلاحات و جملاتی که در این زمینه بکار برده میشود:

 

Ich hätte gern einen Haarschnitt, bitte

می تونم یک اصطلاح مو داشته باشم لطفا

یا اینکه :

Ich möchte gern meine Haare schneiden lassen

تمایل دارم یا دلم میخواهد اجازه بدم موهایم را کوتاه کنند

 

Ich hätte gern eine Tönung

Ich hätte gern ein Färbung

میشه موهایم را رنگ کنید یا اینکه من می تونم موهای رنگ شده داشته باشم

 

Ich hätte meine Haare nicht zu kurz

من نمیخوام موهایی خیلی کوتاه داشته باشم

ما می توانیم با möchten نیز بگوییم

Ich möchte meine Haare nicht zu kurz werden

من نمی خواهم موهایم خیلی کوتاه بشوند

 

اگر هم تقریبا بخواهیم کوتاه کنیم میگیم :

Ich hätte meine Haare ziemlich kurz

من میخواهم موهایم را حدودا یا تقریبا کوتاه کنم

 

و اگر هم بخواهیم خیلی کوتاه کنیم :

Ich hätte meine Haare sehr kurz

من می تونم موهای خیلی کوتاه داشته باشم؟

 

Föhnen Sie bitte meine Haare

لطفا موهایم را سشوار بکشید

 

 


 

آموزش رایگان زبان آلمانی : مرتضی غلام نژاد

منبع : de.alemani.de

 


چنانچه شما نیر در ارتباط با این درس مثال یا اصطلاحی دارید لطفا آنرا در بخش نظرات همین درس درج کنید.




نگاهی به مبحث eingeleitet و uneingeleitet در زبان آلمانی

 

سلام دوستان ،

در این درس گرامری می خواهیم با هم نگاهی داشته باشیم به مبحث eingeleitet و uneingeleitet در زبان آلمانی

 

در واقع این دو موضوع در دستور زبان آلمانی به این صورت است.

 

eingeleitet جملاتی هستند که در آنها dass یا wenn و … وجود دارد و باعث می شود که جمله به دو بخش تبدیل شود  با این توضیح که فعل بخش دوم را نیز به انتهایی جمله می برد

uneingeleitet در واقع برعکس توضیحات بالا به هیچ عنوان dass یا wenn و … در جمله ندارند بلکه به صورت مستقیم جمله بیان شده است.

 

برای درک بیشتر به مثال زیر توجه کنید :

 

eingeleitet

Er sagt, dass er keine Zeit hat

او میگه که ( او ) هیچ وقت یا زمانی ندارد

 

در جمله dass وجود داشت و به دو قسمت تقسیم شد با این توضیح که فعل بخش دوم نیز به انتهایی بخش دوم رفت – به دلیل وجود dass

 

پس به زبان ساده تر جملاتی که اینگونه هستند را در دستور زبان آلمانی eingeleitet می گویند

 

حال بریم سروقت uneingeleitet

 

Er sagt, er hat keine Zeit

او داره میگه ( او ) هیچ وقت یا زمانی ندارد

 

در اینجا dass به کل حذف شده است و قسمت بعد نیز به صورت نرمال نوشته می شود به زبان ساده تر فعل دست خوش هیچ تغییری نمی شود.

 

یک مثال دیگر :

eingeleitet

Wir hoffen, dass ihr auch kommen würdet

ما امیدواریم که شماها نیز بتوانید بیایید.

 

نکته گرامری : فعل در حالت Konjunktiv 2 بیان شده است ، زیرا آمدن شماها هنوز به واقعیت تبدیل نشده است ، برای مثال : شما وقت ندارید یا کار دارید و من به عنوان آرزو و حسرت می گویم امیدوارم که بتونید بیایید ، حالا شماها شاید بتونید شاید هم نه ، پس در این شرایطی که حسرت و آرزو وجود دارد ، فعل جمله باید به زمان گرامری Konjunktiv 2 برود.

ما در فارسی جملات اینگونه را می گوییم : ای کاش بتونید شماها هم بیایید

 

uneingeleitet

Wir hoffen, ihr würdet auch kommen

ما امیدواریم شماها نیز ( بتوانید ) بیایید.

 

چند مثال دیگر و پایان درس :

 

eingeleitet

Er behauptet, dass er am Unfall nicht schuld ist

او مدعی است که در تصادف مقصر نیست.

او دارد اصرار میکند که در تصادف تقصیری ندارد یا مقصر نیست ( در تفکر فارسی هر دو گفته می شود )

 

uneingeletet

Er behauptet, er ist nicht am Unfall schuld

او اصرار دارد ، او در تصادف مقصر نیست

 

در مورد فعل behaupten به این صورت است که سعی و تلاش کنیم تا حرف خودمان را به کرسی بنشانیم ، به هر قیمتی شده بگیم ما درست میگیم ، مدعی شدن ، اصرار و پافشاری کردن را نیز به همراه دارد

 

eingeleitet

Ich gehe heute nicht zur Arbeit, weil ich Fieber habe

من امروز به سر کار نمیروم ، زیرا ( چون ) من تب دارم

 

uneingeletet

Ich gehe heute nicht zur Arbeit, ich habe Fieber

من امروز به سر کار نمیروم ، من تب دارم

 

eingeleitet

Ich spare Geld, um ein neues Auto zu kaufen

من پول پس انداز میکنم ، تا یک ماشین جدید بخرم

 

uneingeletet

Ich spare Geld, ich möchte ein neues Auto kaufen

من پول پس انذاز میکنم ، من می خواهم یک ماشین جدید خریداری کنم

 

چنانچه شما نیز در همین زمینه مثالی دارید ، می توانید برای استفاده دیگران در بخش نظرات همین درس آنرا درج کنید.

 

آموزش رایگان زبان آلمانی – مرتضی غلام نژاد

منبع : de.alemani.de