auffallen, aufgeben, aufheben, aufmachen, aufnehmen

image_pdfنسخه PDF این درس را دانلود کن!image_printاین درس را چاپ کن!

 

سلام دوستان

در این درس از سری دروس نقش Akkusativ und Dativ در جملات آلمانی ، می خواهیم باهم افعال زیر را مورد بررسی قرار بدهیم :

 

auffallen, aufgeben, aufheben, aufmachen, aufnehmen

 

 

auffallen ( یک فعل جدا شدنى می باشد )

افتادن ، با چيزى برخورد داشتن , چشمگير بودن ، توجه را به خود جلب كردن
(فعل جدا شدنى)

 

گذشته ساده : fielen auf

گذشته کامل : sind aufgefallen

ترتیب در جمله : D+

 

Der Fehler ist mir nicht aufgefallen

آن اشتباه یا آن خطا توجه منرا جلب نکرد بود

 

 

aufgeben ( یک فعل جدا شدنی می باشد‌ )

انصراف دادن ، صرف نظر كردن ، دست برداشتن
جنسى را براى فرستادن و ارسال آن تحويل دادن
غذا را روى ميز نهادن و آن را بين حاضرين پخش كردن
براى آموختن چيزى تمرين گرفتن
بريدن ، نا اميد شدن ، قطع اميد كردن
ذغال را در كوزه ريختن
(فعل جدا شدنى)

 

گذشته ساده : gaben auf

گذشته کامل : haben aufgegeben

ترتیب در جمله : A+

 

Er hat seinen Job aufgegeben

در تفکر آلمانی : او شغلش را صرف نظر کرد

در تفکر فارسی :‌او از شغلش صرف نظر کرد

یعنی در آن کار ناامید شد و از کار کردن در آن شغل دست کشید

 

 

aufheben ( یک فعل جدا شدنی می باشد )

بلند كردن ، برخاستن ، بلند شدن ، نگهدارى كردن ، حفاظت كردن ، نگاه داشتن
كنسل كردن ، حذف كردن ، منسوخ كردن ، خنثى كردن ، به اتمام رساندن ، تمام كردن
منحل نمودن

 

گذشته ساده : hoben auf

گذشته کامل : haben aufgehoben

ترتیب در جمله : A+

 

?Kannst du den Krümel aufheben

می تونی تو آن نان یا شیرینی ها را به اتمام برسانی ؟

 

 

aufmachen ( یک فعل جدا شدنی می باشد )

گشودن ، باز كردن ، آويزان كردن ، آويختن ، دكور چيدن ، حركت كردن ، به راه افتادن

 

گذشته ساده : machten auf

گذشته کامل : haben aufgemacht

ترتیب در جمله :   D ) +A+)

 

یعنی می تواند بخش داتیو جمله را نیز حذف کرد

به مثال زیر توجه کنید:

 

Warte, ich mache dir die Tür auf

صبر کن ، من برایت درب را باز میکنم

 

یعنی نگوییم من درب را برایت باز میکنم بلکه بگوییم : صبر کن درب را باز میکنم

 

 

aufnehmen ( یک فعل جدا شدنی می باشد )

پذيرا شدن ، قبول كردن (معمولاً در هتل يا بيمارستان يا امثالهم)
تأييد شدن ، مورد قبول قرار گرفتن ، عكس بردارى كردن ، ضبط كردن صدا
فهميدن ، متوجه شدن ، درک كردن ، دريافتن ، آغاز كردن ، دنبال كردن
عكس العمل نشان دادن ، اعتبار گرفتن ، وام گرفتن
چيزى را كتباً ياد داشت كردن ، صورت جلسه گرفتن
از پس چيزى بر آمدن
پاكيزه نمودن ، نظافت كردن
آبستن شدن حيوانات
چريدن شكار

 

گذشته ساده : nahmen auf

گذشته کامل : haben aufgenommen

ترتیب در جمله : A+

 

Das Land nimmt neue Asylanten auf

آن کشور پناهندگان جدیدی را می پذیرد یا قبول میکند

 

 

آموزش رایگان زبان آلمانی – مرتضی غلام نژاد

منبع : de.alemani.de

image_pdfنسخه PDF این درس را دانلود کن!image_printاین درس را چاپ کن!

دیدگاهی بنویس

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *