alt, früh, groß, gut, neu

image_pdfنسخه PDF این درس را دانلود کن!image_printاین درس را چاپ کن!

 

سلام دوستان

می خواهیم با هم اولین درس از سری دروس Adjektiv صفت در زبان آلمانی را آغاز کنیم

 

در هر درس ما ۵ صفت به همراه متضاد و مثال های آنرا مورد بررسی قرار میدهیم

 

alt, früh, groß, gut, neu

 

قبل از هر چیز ، چنانچه هنوز با صفت در زبان آلمانی آشنا نیستید ، می توانید بخش زیر را مطالعه کنید :

 

صفت در زبان آلمانی ( لطفا کلیک کنید )

 

 

صفت : alt

پیر ، مسن

 

متضاد : jung

جوان ، تازه ، نورس ، بشاش ، جوان ، جديد ، نو ، تازه ، اول كار

 

صرف : alt, älter, am ältesten; jung, jünger, am jüngsten

پیر ، پیرتر ، پیر ترین – جوان ، جوان تر ، جوان ترین

 

مثال ها :

 

Wie alt bist du? Ich bin 23 Jahre alt

چند سالته ؟ من ۲۳ ساله هستم

 

Paul ist älter als Elisa. Elisa ist jünger als Paul

پائول از اِلیزا پیرتر است ، اِلیزا جوان تر از پائول است

Meine Eltern sind schon alt. Meine Kinder sind noch jung

پدر مادرم یا والدین هم دیگه پیر هستند ، بچه هایم هنوز جوان هستند

Ich fühle mich noch jung. Er fühlt sich schon sehr alt

من هنوز احساس جوانی میکنم ، او خیلی احساس پیری میکند

Sie sieht sehr jung aus. Er sieht sehr alt aus

او ( مونث ) خیلی جوان به نظر می آید ، او ( مذکر ) خیلی پیر به نظر میرسد

 

 

Wenn man von einem älteren Mann oder einer älteren Frau spricht, so meint man, dass diese Person nicht mehr jung, aber auch noch nicht wirklich alt ist. In diesem Fall ist also ein älterer Mann jünger als ein alter Mann. Komisch, oder

وقتی آدم درباره یک مرد پیر یا یک زن پیر صحبت میکند ، به این شکل منظوره اش است که این شخص دیگه جوان نیست ، اما واقعا پیر هم نیست ، بنابراین در این حالت یک مرد پیرتر ، جوانتر از یک مرد پیر است ، مسخره نیست؟

 

صفت : alt

کهن ، قدیمی ، مربوط به عهد قدیم

 

متضاد : neu

نو ، تازه ، نوین ، جدید ، بی تجربه ، تازه کار

 

صرف : alt, älter, am ältesten; neu, neuer, am neuesten

پیر ، پیرتر ، پیرترین – نو ، نوتر ، نو ترین

 

مثال ها :

 

Er hat ein neues Auto. Sein altes Auto war kaputt

او یک ماشین نو دارد ، ماشین قدیمی اش خراب بود

Meine Schuhe sind schon alt. Ich brauche neue

کفش هایم دیگه کهنه شده ، من یک کفش نو لازم دارم

?Deine Jacke gefällt mir. Ist die neu

کت و شلوارت را می پسندم ، اونها نو هستند؟

Wir haben eine neue Schülerin in der Klasse

ما یک دختر دانش آموز جدید در کلاس داریم

 

 

صفت : früh

زود تر ، پيش از وقت ، زود , اول وقت ، سحرگاهان ، زود ، صبح زود

 

متضاد : spät

دير ، دير وقت ، بى موقع ، اواخر ، اخير ، مربوط به زمان اخير

 

صرف : früh, früher, am frühsten/am frühesten; spät, später am spätesten

زود ، زودتر ، زودترین ، دیر ، دیرتر ، دیرترین

 

مثال ها :

Ich muss früh aufstehen, trotzdem gehe ich spät ins Bett

من باید صبح زود بیدار بشوم ، با این وجود ( باز ) دیر میروم به تخت

Wie spät ist es? Es ist sieben Uhr

ساعت چنده؟ ساعت هفت است

Es ist schon spät, ich muss nach Hause gehen

خیلی دیرشده دیگه ، من باید برم خونه

Er ist zu spät gekommen. Er muss pünktlicher sein

او خیلی دیر آمد ، او باید وقت شناس تر باشد

Kannst du nächstes Mal bitte früher kommen

می توانی دفعه بعد خواهشاً زودتر بیایی؟

 

“Wir sagen: „gestern Morgen“, „heute Morgen“, aber „morgen früh

ما می گوییم : دیروز صبح ، امروز صبح اما فردا صبح زود

 

 

صفت : groß

بزرگ ، وسیع ، گسترده ، بلند ، در حجم و مقدار زیاد

 

متضاد : klein

کوچک ، کوتاه مدت ، بی اهمیت ، کم ارزش ، ناچیز ، ناقابل ، کوته فکر ، خرفت و نادان

 

صرف : groß, größer, am größten; klein, kleiner, am kleinsten

بزرگ ، بزرگتر ، بزرگترین ، کوچک ، کوچک تر ، کوچک ترین

 

مثال ها :

 

Wie groß bist du? Ich bin 1 Meter 74 groß

قدت چقدر هست؟ من یک متر و ۷۴ هستم

Unsere Kinder sind schon groß

بچه های ما دیگر بزرگ هستند

Ich wohne in einem kleinen Dorf auf dem Land

من در یک روستاه کوچک در اطراف شهر زندگی میکنم

Er lebt in einer großen Stadt

او عاشق یک شهر بزرگ است

 

 

صفت : gut

خوب ، مساعد ، مناسب ، مطلوب ، مفید ، موثر ، به درد بخور

 

متضاد : schlecht

بد ، زشت ، بی ارزش ، نامرغوب ، بیمار ، بدحال ، فاسد ، ناجور

 

صرف : gut, besser, am besten; schlecht, schlechter, am schlechtesten

خوب ، بهتر ، بهترین ، بد ، بدتر ، بدترین

 

مثال ها :

 

Wie gut ist dein Deutsch? Ich spreche schon gut Deutsch

زبان آلمانی ات چه جوریه؟ من به خوبی آلمانی صحبت میکنم

Sein Deutsch ist sehr gut, aber sein Englisch ist schlecht

زبان آلمانی آن خیلی خوب است ، اما انگلیسی اش بد است

Wir haben einen guten Lehrer/eine gute Lehrerin

ما یک معلم آقای خوبی / یک معلم خانم خوبی داریم

?Wie geht es dir? Es geht mir gut, danke. Und dir
Mir geht es schlecht

حالت چطوره؟ من خوبم ، مرسی ، تو چطور؟ من حالم بد است

Ich fühle mich nicht gut. Mir ist schlecht

احساس خوبی ندارم ، حالم بد است

Das Essen schmeckt gut. Es ist sehr lecker

آن غذا مزه خوبی دارد ، خیلی خوش مزه است

Sie hat immer gute Laune. Er hat oft schlechte Laune

او ( مونث ) همیشه حال و هوی یا خلق و خوی خوبی دارد ، او ( مذکر ) اغلب خلق و خوی بدی دارد

Bei gutem Wetter gehen wir in den Park

در این هوای خوب ما به پارک میرویم

Wenn das Wetter schlecht ist, bleiben wir zu Hause

اگر هوا بد باشه ، ما در خانه می مانیم

Ich koche nicht so gut wie meine Mutter

من مثل مادرم خیلی خوب آشپزی نمیکنم

 

 

Wir begrüßen uns mit „Guten Morgen“, „Guten Tag“ und „Guten Abend“. Wenn wir uns abends verabschieden oder ins Bett gehen, wünschen wir eine gute Nacht, wir sagen: „Gute Nacht

ما با صبح بخیر و روز بخیر و عصر بخیر سلام و احوال پرسی میکنیم ، اگر ما شب ها با هم خداحافظی کنیم یا در تخت برویم ، یک شب خوبی را آرزو میکنیم ، ما میگوییم : شب بخیر

 

 

آموزش رایگان زبان آلمانی – مرتضی غلام نژاد

منبع : de.alemani.de

image_pdfنسخه PDF این درس را دانلود کن!image_printاین درس را چاپ کن!

دیدگاهی بنویس

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *