abgeben, abhängig, abheben, abholen, das Abitur

image_pdfنسخه PDF این درس را دانلود کن!image_printاین درس را چاپ کن!

 

سلام دوستان در درس امروز به واژگان کلیدی زیر خواهیم پرداخت :

 

abgeben, abhängig, abheben, abholen, das Abitur

 

 

اولین واژه ما در این درس ، فعل جدا شدنی

abgeben است

منصرف شدن ، گذشت کردن ، واگذار کردن ، تحویل دادن

 

گذشته ساده : gaben ab

گذشته کامل : haben abgegeben

 

?Würden Sie dieses Päckchen bitte bei Herrn Müller abgeben

میشه لطفا این پاکت را به آقای مولر تحویل بدهید ؟

 

Mäntel und Schirme bitte an der Garderobe abgeben

پالتو ها و چترها را لطفا در رختکن تحویل بدهید

 

 

دومین واژه ما ، صفت abhängig است

 

abhängig یک صفت می باشد

وابسته ، تابع ، غیر مستقل

 

Die Industrie ist von Ölimporten abhängig

صنعت تولید به واردات نفت وابسته است

 

Der Ausflug ist vom Wetter abhängig

آن پیک نیک ( سفر تفریحی ) به آب و هوا بستگی دارد

 

اینکه ما برویم به پیک نیک ، بستگی به آب و هوا دارد

 

 

مثلا از نظر اقتصادی به والیدین وابسته بودن

 

von den Eltern abhängig sein

به والدین وابسته بودن ( از نظر اقتصادی و مالی )

 

 

واژه بعدی ما ، فعل جدا شدنی abheben است

 

abheben یک فعل جدا شدنی می باشد

 

بلند شدن هواپیما یا موشک و … از روی زمین

چیزی را مورد توجه قرار دادن ، برداشتن ، برداشت کردن ( مثلا پول از حساب )

 

گذشته ساده : hoben ab

گذشته کامل : haben abgehoben

 

Die Rakete hat von der Startrampe abgehoben

آن موشک از محل پرتاب موشک بلند شده است

 

Für die Reise habe ich Geld vom Konto abgehoben

برای آن مسافرت ، من از حساب ام پول برداشته ام

 

 

واژه بعدی ما ، فعل جدا شدنی abholen است

 

abholen یک فعل جدا شدنی می باشد

 

با یک وسیله ای به دنبال کسی رفتن و آنرا همراه خود آوردن

 

گذشته ساده : holten ab

گذشته کامل : haben abgeholt

 

 

?Holen Sie die bestellten Bücher ab, oder sollen wir sie Ihnen schicken

کتاب های سفارش داده شده را خودتان می آیید و می برید یا ما می بایستی آنها را برایتان ارسال کنیم

 

 

Meine Freundin hat mich am Bahnhof abgeholt

دوست دخترم در ایستگاه قطار به دنبالم آمد و مرا با خود آورد

 

 

و آخرین واژه کلیدی ما در این درس das Abitur است

 

das Abitur یک اسم خنثی است

دیپلم ، گواهی پایان یک دوره به خصوص دبیرستان

 

Das Abitur bestehen

دیپلم را قبول شدن

 

 

Unsere Tochter hat gerade Abitur gemacht

دختر ما هم اکنون دیپلم اش را تمام کرد

 

 

آموزش رایگان زبان آلمانی – مرتضی غلام نژاد

منبع : de.alemani.de

 

 

image_pdfنسخه PDF این درس را دانلود کن!image_printاین درس را چاپ کن!

1 thought on “abgeben, abhängig, abheben, abholen, das Abitur”

  1. مثل همیشه عالی بود فقط یک خواهشی داشتم اگر که امکان اش هست ( مثال ) بیشتر بزنید. ممنون

Leave a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *