Wort des Tages لغت ِ روز Der Happen

 

 

Der Happen یک اسم مذکر می باشد

Eine kleine Portion zu essen

یک مقدار کم غذا خوردن  ، یک پرس کوچک غذا خوردن

منظور یک پرس آلمانی است نه یک پرس ایرانی 😜

 

لقمه ، ذره ( در غذا خوردن ) ، یه گاز کوچولو ( در غذا خوردن )

 

„Ich habe keinen großen Hunger, aber einen Happen könnte ich essen.“

من خیلی گرسنه نیستم ، اما یک لقمه می تونم بخورم

 

دقت کرده اید که در فارسی مثلا گفته می شود : خیلی گشنه ام نیست اما یه گاز میزنم یا اینکه خیلی گشنه ام نیست اما یه ذره میخورم یا یک لقمه میزنم ، دقیقا اسم مذکر Happen نیز کاربردی این چنین دارد.

 

 

Einen Happen essen

یک لقمه غذا را خوردن

 

Ein tüchtiger Happen

یک لقمه درست حسابی

یک لقمه خوب و عالی

 

Ich habe noch keinen Happen gegessen
من هنوز یک ذره هم نخورده‌ام
من هنوز یک لقمه هم نخورده ام
من هنوز یک گاز هم نزده ام
 .
.
In einem kleinen Restaurant aßen wir einen Happen und gingen dann gemeinsam zur Bank
در یک رستوران کوچک ما یک لقمه غذا خوردیم و پس از آن با یکدیگر به آن بانک رفتیم
در یک رستوران کوچک ما یک ذره غذا خوردیم و پس از آن با یکدیگر به آن بانک رفتیم
.
.
Das Fleisch hat er in kleine Happen geschnitten, damit jeder etwas davon abbekommt
او آن تکه گوشت را به ذره های کوچک تر برش داد ، تا بدین وسیله هر کسی یک تکه از آنرا بدست بیاورد
.
.
Ich könnte jetzt einen Happen vertragen, der Magen hängt mir schon zwischen den Knien
من می توانم الان یک لقمه بزنم ، معده ( ام ) بین زانوهام لنگ در هوا معلق است
.
.
معمولا در فارسی گفته می شود : روده بزرگه روده کوچیک رو خورد! ، یعنی درست آن زمانی که شکم آدم به خاطر گشنگی صدای ناجوری میدهد ، می شود معادل آن در آلمانی این اصطلاح را به کار برد :
.
.
Der Magen hängt mir schon zwischen den Knien
روده بزرگه روده کوچیکه رو خورد
با این توضیح که صدای قار و قور شکم نیز بلند شده است
.
.
نکته : بعضی ها می گویند روده کوچیکه روده بزرگه رو خورد! به هر حال فرقی نمیکند منظور سر و صدای است که از شکم به خاطر گرسنگی بلند میشود یا قار و قور کردن شکم است
 .
می توان اصطلاحاتی همچون معده ام سوراخ شد ، مُردم از گشنگی و … را که در فارسی بیان میکنیم با استفاده از اصطلاح گفته شده نیز در المانی بکار ببریم
.
Der Magen hängt mir schon zwischen den Knien
مُردم از گشنگی ، معده ام سوراخ شد